گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٧٤ - وحدت، بيدارى اسلامى و انقلاب اسلامى ايران
حق باشد يا غير حق، به اين معناست كه يك اشتباه در سياستى كه اين جنبش در مصر پيش گرفته، رخ داده است.
به عنوان مثال ملت مصر از جنبش اسلامى در مصر انتظار داشتند كه اگر حكومت را به دست بگيرد، رابطه خود را با رژيم صهيونيستى قطع كند و اين اولين انتظار ملت مصر بود، اما اين مسأله اتفاق نيفتاد.
مىدانيد كه انقلاب اسلامى ايران در ابتدا برپايه جهاد سازندگى تأسيس شد، يعنى گروههاى بزرگى از جوانان و متخصصان با تخصصهاى متفاوت و در واقع همه مردم كشور بسيج شدند، به روستاها رفته و شروع به تغيير و تحول كشور كردند. و اكنون اين ملتى كه شما امروز مىبينيد، تقريباً هفتادوسه درصد آنان در انتخابات اخير رياست جمهورى شركت كردهاند. اين ملت پس از سىوچهار سال و نه پس از يك يا دو سال، توانسته است به نظام اعتماد داشته باشد، يعنى اين نظام را نظامى ديده است كه به سود ملت كار مى كند و نظامى است كه نسبت به شعارهايى كه مىدهد صداقت دارد و در مقابل اسرائيل و نظام صهيونيستى ايستادگى كرده است.
اين نظام اسلامى مشكلات بزرگى را تحمل كرده است از جمله محاصره اقتصادى، جنگ تحميلى و توطئههاى مختلف؛ اما چيزى كه به آن رسيده است اين است كه اين ملت رهبرى اين نظام را شناخته است و فهميده است كه نظام با ملت صادق است، وقتى از اسلام مىگويد همان اسلام است، وقتى از استقلال حرف مىزند همان استقلال است و وقتى از آزادى سخن به ميان مىآورد همان آزادى كه در چارچوب اسلام است را به اجراء در