جوانان و دوره جوانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩ - ٤ - عناصر تكامل جوانان

دوزخ و بهشت) زندگانى ابدى داريم و فناى مطلق در حق انسان به وقوع نمى‌پيوندد و يا اين كه تمام زندگى در همين حيات زمينى ما محدود مى‌شود و سپس غرق درياى عدم و نيستى مى‌شويم؟ و به سخن كوتاه عمر ما ابدى و بى‌پايان است و يا ٧٠ و ٨٠ سال؟

انسان تنها داراى بدن مادى است يا بدن جزء دوم انسانيت است و جزء اول و مهم آن روح او است؛[١] و انسانيت انسان به روح است؟

انسان را يك بعدى يا چند بعدى بدانيم؟

هندوايزم و ماركسيسم و بعضى از مكاتب تصوف و فرويدايزم و ساير مسالك متشبه، به يك بعدى انسان نظر دارند كه فساد جامعه را به دنبال داشته‌اند بعضى از مسالك تصوف همه توجه خود را به روح نموده بدن و حتى همه زندگانى را ناديده گرفته‌اند و جمعى پشت به دنياى كنونى نموده و به مغازه‌هاى‌


[١] . در اين مورد به كتاب ديگر اين‌جانب( روح از نظر دين و عقل و علم روحى جديد) مراجعه كنيد و مطالعه دلايل عقلى و تجربى و دينى اين كتاب مجالى براى ترديد در وجود روح انسانى نمى‌گذارد. و همين روح است كه استعداد كمال انسان را به بار مى‌آورد و زندگانى انسان را از زندگانى محدود حيوانات، صد در صد وسيع‌تر و مترقى‌تر و متحول‌تر گردانيده است. سلول‌هاى مغز انسان را مى‌توان به فيلم كمره عكاسى تشبيه كرد و روح او را به عكاس. داروين خود مؤمن به خدا و به دين مسيحيت معتقد بوده ولى سبكسران تئورى او را عليه مبدأ و آفريدگار به كار بردند، زهى جهالت و نادانى. به هر حال، نظريه داروين علمى نيست و مجرد فرضيه تئورى مى‌باشد.