تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٣ - رساله ضوابط تفسيرى
غير مادى اين فعل يا صفت نيست. سلسله علل اشياء اولا در مرحله خود آفريده خداوند و محتاج به افاضه اوست. و ثانيا اين سلسله علل همه- به براهين توحيد- به اراده نافذ واجب الوجود منتهى مىشود، و لذا فعل گاهى به عله العلل نسبت داده مىشود و گاهى به علت اخير و گاهى به علت متوسط و همه اين نسبتها عقلا و عرفا صحيح است. زمامدارى مانند هر حادثه ديگر از خود علل و اسبابى دارد و سنت الهى بر اين جارى شده كه علل در معاليل خود تأثير كند. و لن تجد لسنه الله تحويلا ... و تبديلا.
هر كسى اين اسباب را براى خود آماده كند خدا بر اساس عليت عمومى، زمامدارى را به او مىدهد، و اين گونه بخشش زمامدارى هيچ امتياز و فضيلت براى فرد زمامدار نيست. دقت شود كه مطلب مهم است.
نيز در بسيارى از آيات افعال ما به خدا نسبت داده شده كه جمعى به اين سبب جبرى يا شبه جبرى شدهاند و در آيات ديگر به خود انسانها نسبت داده شده كه جمعى به سوى تفويض رفتهاند، و دستهاى سوم از اين تناقض آيات زياد در اين مورد به خود قرآن مجيد بد بين شدهاند و گمراه باقى ماندهاند. و جمعى اين آيات را متشابه دانستهاند.
ولى اگر دقت لازم و ظرفيت علمى درستى داشته باشيم، امر بين امرين را كه محصول تمام آيات قرآن مجيد و براهين عقلى قطعى است، مىفهميم يعنى هم به حقيقت مىرسيم و هم عظمت قرآن را درك مىكنيم كه چگونه توحيد فاعلى حق تعالى و تأثير علل متوسطه مختار (در انسان) و مجبور را (در علل طبيعى) به شكل بديع بيان فرموده است.