تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - مقام دوم در نفس ناطقه و روح مجرد آدمى
|
خرم از آن روز كزين منزل ويران بروم |
راحت جان طلبم از پى جانان بروم |
|
|
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت |
رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم |
|
|
به هوا دارى او ذره صفت رقص كنان |
تا به سر منزل خورشيد درخشان بروم |
|
گاهى ممكن است از اين جهت ترك تدبير بدن نمايد كه لياقت استكمال را از دست داده است. و الله اعلم.
مقام دوم در نفس ناطقه و روح مجرد آدمى
بر خلاف پندار حسيون و ماترياليستها، انسان مركب از بدن مادى محسوس و جوهر مجردى است كه به نام روح و يا نفس ياد مىشود. اگر انسان كمى فكر كند و به خود بيانديشد، مىشود ادعا كند كه وجود روح به علاوه براهين عقلى و قراين و دلايل علمى، وجدانى نيز مىباشد، و بسيار جاى افسوس است كه انسان حتى در قرن ٢٠ و قرن حاضر ٢١ خود را گم كرده است و نزد خود موجود ناشناخته باقى مانده و تمام حقيقت خود را در ماده دانسته و فكر مىكند از سلسله و نسل ميمون (شامپانزه) است[١]!
به هر حال ما آنچه داشتهايم در كتاب (روح از نظر دين و عقل و علم روحى جديد) نوشتهايم و موضوع را روشن ساختهايم و كتاب چند سال قبل طبع شده است. و خواننده تيزهوش به آن مراجعه نمايد.
[١] . چندى قبل در يك جلسه تحصيلكردههاى دانشگاه كه صحبت از حقوق انسان به ميان آمد من گفتم: مسلما ما با اعلاميه حقوق بشر( در پارهاى از موارد آن) مخالفيم براى اين كه آنان انسان را تعريف نكردهاند و ما با آنان در تعريف انسان مخالفيم، طبعاً در حقوق انسان نيز اختلاف نظر پيدا مىشود.