تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٧ - رساله ضوابط تفسيرى
٢- جمعى از اهل علم در تفسير و حتى در عقايد و معارف اسلامى بر اقوال سلف- گذشتگان و قدماء- اعتماد مىكنند، و نظريات آنان را همچون آيات قرآن مىپذيرند و براى آنان قداستى خاص قايلند! همانند جمعى كه امروز به آثار عتيقه ارزش مىدهند.
اين كار يك نوع تقليد غلطى است كه از ضعف علمى و يا سادهلوحى دانشمندان ناشى مىشود، ما بايد عقب دليل برويم كه عقل ما قانع شود و يا حجت شرعى را تحصيل كنيم كه شريعت آن را حجت نموده باشد.
به هر حال با اعتراف به زحمتهاى علمى و اخلاص جمعى از سلف صالح، بايد بدانيم كه گمراهى بسيارى از متأخرين از نادانى و كمعلمى جمعى ديگر از سلف و يا ضعف تقواى خود آنان بوده است. مسلمان هوشمند بايد نه به سلف صالح، بدگمان باشد و نه سادهلوح و خوشباور، و در فهم حقايق بايد تنها پيرو برهان و دليل باشد.
٣- گاهى يك حديث معتبر، اطلاق آيهاى يا عموم آن را به فرد يا دسته خاصى تفسير مىكند، و جمعى از مفسرين كممايه و كمتجربه، عموم يا اطلاق آيه را ترك مىكنند و ادعا مىكنند كه مراد از اين آيه همين فرد يا دستهاى است كه حديث معتبر السند آن را بيان كرده است.
ولى اين گونه تفسير بر سه نوع است كه در دو نوع آن ظهور (اطلاق يا عموم) آيه به حال خود باقى مىماند و روايات، آن را تغيير داده نمىتواند ولى نوع سوم، ظهور آيه را فقط در مدلول حديث مخصوص مىگرداند.