تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٢ - ٨ - قد أفلح من زكاها و قد خاب من دساها
ظالمان و مهاجمان و مستكبران و زورگويان قدرتمند به بدبختىهاى خاص به خود، و مظلومان و تاراجشدگان و محرومان و ذليلان و عاجزان به بدبختىها و رنجهاى خاص به خود گرفتاند و كسى از زندگانى خود راضى نيست.
|
هر كسى روز بهى مىطلبد از ايام |
مشكل آن است كه هر روز بتر مىبينم |
|
|
اين چه شوريست كه در وضع بشر مىبينم |
همه آفاق پس از فتنه و شر مىبينم |
|
|
اسپ تازى شده مجروح بزير پالان |
طوق زرين همه در گردن خر مىبينم |
|
|
هيچ شفقت نه حكومت به رعيت دارد |
ثروت و زحمت شرقى به هدر مىبينم |
|
مىبينيد اين همه تأكيدات غير عادى قرآن در اين مورد، به نفس خود يك معجزه غير قابل انكار است، بلى بشر از راهى كه آفريدگارش براى او تهيه نموده بود به بيراهه رفته و مىرود. و لذا هيچگاه به فلاح و رستگارى نخواهد رسيد.
|
چندين چراغ دارد (٤٠) و بيراهه مىرود |
بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش |
|
با تمام ترقى علمى و صنعتى در اين قرن بيست و يكم، چون تزكيه صورت نگرفته، چهل ميليون انسان در انتظار مرگ صف كشيدهاند و مبتلا به درد بىدرمان ايدز هستند. و دهها مشكلات كمر خمكن ديگر.
ولى مشكل بزرگ اين است كه اين بدبختى و به تعبير قرآن «معيشت ضنك» تنها دامنگير ستمگران نيست كه ديگران را نيز گفتار نموده است. و اتقوا فتنه لا نصيبن الذين ظلموا منكم خاصه يعنى از فتنهاى بپرهيزيد كه تنها به ستمگران شما نمىرسد (و دامن همه را مىگيرد).