تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩١ - رساله ضوابط تفسيرى
واقعيت اين است كه چنين تلاشى بيهوده است، ارتباط بين آيات گاهى وجود دارد و گاهى نه، و اما ارتباط بين سورهها، غالباً مفقود است و بايد بدانيم مراد از ارتباط پيوندى است كه عرف عام آن را بپسندد و مجرد ابداى احتمالات دور، كافى نيست و گر نه هر دو جمله نامربوط، به هم مربوط مىشود.
٩- بين طلاب معروف شده كه از براى قرآن بطنى است و براى آن بطن، هفت يا هفتاد بطن وجود دارد، حتى اين مضمون در آخر بحث استعمال لفظ واحد در اكثر از يك معنى در جزء اول كفايه الاصول هم آمده است كه قهرا در درسهاى خارج هم ذكر مىشود.
تقريباً ٤٠ سال قبل وقتى نزد حضرت آيت الله خويى (رضوان الله عليه) در درس خارج اصول ايشان حاضر مىشدم، و درس به همين موضوع رسيده بود، از ايشان مطالبه چنين روايتى را كردم، معظم له به عرض اين كه موضوع را تحقيق كند، پرخاشكنان گفت اين موضوع چه ربطى به من دارد، من بر فرض چنين روايتى آن را جواب دادهام!!!
به هر حال تحقيقى كه قبل از اين درس كرده بودم، مىدانستم چنين روايتى وجود ندارد، و براى يك فرد دانشمند پسنديده نيست بر شايعات و فرضيات اعتماد كند، يا از آنها دفاع كند.
١٠- يكى از اسباب گمراهى و بيراهى در تفسير، كه دامنگير جمعى شده خلط كردن امورى است كه ذيلا به آنها اشاره مىشود.
الف- خلط كردن معناى لغوى به معناى اصطلاحى در يكى از علوم است، و يا خلط معناى مبادر عصر نبوت، به معناى مشهور در عصر حاضر است، بايد الفاظ قرآن مجيد را بر همان معناى متبادر عصر نزول قرآن حمل نماييم.