تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - ٨ - قد أفلح من زكاها و قد خاب من دساها
در قرن بيستم حكومتها بر همه شئونات ملتهاى خود توسط قانوننامههاى عريض و طويل مسلط شدهاند، ولى تخلفات، از جانب خود آنان و ديگران اولا بيشتر و ثانيا فنىتر و لطيفتر شده است! و ثالثا دولتهاى زورمند بر دولتهاى كوچكتر با نظارت و جلسات سازمان ملل و شوراى امنيت و يونسكو و يونيسف و كميسيونهاى رنگارنگ حقوق بشر و عناوين متفرقه تجاوز مىكنند، و ملل ضعيف و مستضعف را به خاك سياه و تباهى مىنشانند. علاوه كه سلطه پليس صد در صد تا امروز كامل نبوده است و امنيت عمومى تأمين نشده است، و حتى گاهى خود پليس عامل فساد و ستم بوده است. يعنى:
در بسيارى موارد از خيانت پليس، متخلفين راحت بودهاند، در بسيارى از موارد ديگر نادانى و تقصيرى پليس با تمام وسايل مدرنى كه دارند علت دستگير نشدن جنايتكاران و قانونشكنان بوده است[١].
بنابراين، اين عامل نيز از جهت نظرى و تجربى بىاثر و باطل است.
٤- اقتصاد و ثروتمندى اگر سبب جلوگيرى نوعى از تخلفات جزئى شود، به حسب طبيعت خود علت يك سلسله جناياتى كه مولود حرص و آز و طمع و بخل و استثمار است مىشود. إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى.
[١] . اعلاميه حقوق بشر كه از طرف دولتهاى زورمند تدوين شده با تمام نواقص فنى و فلسفى و منطقىاى كه دارد حتى استعمار را محكوم ننموده است. بلكه تلويحا آن را به رسميت شناخته است. و بايد در پناه جهانبينى عقلى دوباره اصلاح گردد.