تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦ - ١ - و الشمس و ضحاها
خورشيد و آسمان سخن متكلمى آغاز گردد. و از كليات و اصلاح همه بشريت تذكر داده شود، و از تاريخ كهن بشريت شاهد و مثال آورده شود تا موعظه تأثير بيشتر نمايد. آغاز كلام سوگند به مركز منظومه شمسى است كه حكم مادر را نسبت به عدهاى از سيارات فضا دارد كه زمين ما يكى از اين سيارات معمولى است كه به دور آن در گردش است و از اسارت جاذبه آن بيرون آمده نمىتواند. بلى قسم خوردن به خورشيد اشاره به جايگاه مهم آن و فوايد بىشمار روشنى و حرارت آن است. خورشيد منبع نور و حرارت است كه حيات زندهجانها به آن دو بستگى دارد. و نيز منابع انرژيزا مانند نفت و معادن زغالسنگ و آبشارها و سدهاى بزرگ آب به نوعى با آفتاب در ارتباط است. و نيز تمام زيبايىهايى جهان كه از رنگهاى گوناگون پديد مىآيد به آفتاب مربوط است. اگر نور نباشد رنگها وجود نخواهند داشت.
مواد غذايى با همه اقسام مختلف آن بالاخره به نور وابستهاند، و حتى بارانهاى جان افروز از ابرها است، و ابرها از بخار آب دريا و تابش آفتاب پديد مىآيند و همچنان بادها كه براى ابرها و تلقيح گياهان انتقال گرما به مناطق سرد و انتقال سرما به مناطق گرم مفيد است همه از آثار تابش نور خورشيد است.
و حقا كه سطح بالاى كلام و مطالب آن- حتى در قرن بيستم ميلادى- از حدود فكر يك مرد بىسواد و درسنخوانده بسيار فراتر است، و مرد