تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - توضيحى درباره الهام
به هر صورت آنچه كه روشن است، الهام قبح فجور و حسن خوبىها، تنها در محدوده كليات است و جزئيات و تفاصيل را شامل نمىشود تا مستلزم بىنيازى انسان از شريعت الهى باشد[١]. علاوه كه عدم آگاهى ما از حسن و قبح همه اشيا تا حدودى ضرورى و بديهى مىباشد. خلاصه كلام اين كه: اين الهام چه عقلى و چه روحانى صرف باشد، چه طبعى و غريزى و چه مخلوط از هر دو، نوعى زمينهساز پذيرش دين آسمانى در انسان مىباشد.
تقوى عبارت از نگهدارى نفس از نافرمانى حق و نگهدارى از عقاب (معلول عصيان) است كه عين معناى عدالت و به جا آوردن واجبات و ترك محرمات است، و معلوم است كه اهميت زيادى دارد ولو آيات مكرر قرآن درباره تقوى نازل نمىشد.
فى البحار[٢]:
روى أن رجلا استوصى رسول الله (ص) فقال: لا تعضب قط، فانه فيه منازعه ربك، فقال زدنى، فقال: اياك و ما يعتذر منه، فان فيه الشرك الخفى. فقال زدنى. فقال: صل صلاه مودع، فان فيها الوصله و القربى، فقال زدنى، فقال (ص): استحى من الله استحياءك من صالحى جير انك، فان فيها زياده اليقين.
[١] . حسن عدالت مسلم است و همه عقلا آن را قبول دارند، وقتى گفتيم عدالت دادن حق به حقدار است فورا مكتبهاى مختلفى پيدا مىشود و حق را به گونههاى مختلف تفسير مىكند. سيوسياليزم، كمونيزم، كاپيتاليزم و ...
[٢] . ج ٧٨/ ٢٠٠.