بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٦

اگر می‌خواهی بدانی چه کسی ظفرمند شد، هنگامی که وقت نماز درآمد، اذان و اقامه بگوی!

آنچه را امام هادی ١ درباره «نداء الصّوامع» (بانگ صومعه‌ها) که در شعر حِمّانی آمده است، برای متوکل عباسی بیان می‌دارد، نیز برگ دیگری از این دفتر است.[١٣٣]

در امالی طوسی می‌خوانیم:

روزی امام هادی ١ بر متوکل عباسی درآمد، متوکل پرسید: ای ابوالحسن، شاعرترین مردم کیست؟ (پیش از آن، متوکل از علی بن جَهْم این سؤال را پرسید و او، از شعرای جاهلیت و اسلام، سخن به میان آورد) امام ١ پاسخ داد: حِمّانی، آنجا که می‌گوید:

لَقَدْ فاخَرَتْنا مِنْ قريش عصابـةٌ

بمَطِّ خُــدود وامتدادِ اَصابــعِ

فَلَمّـا تَنازَعْنا القَضاءَ قَضَى لَنـا

عليهم بما نَهْوى نداءَ الصَّوامِعِ

ـ گروهی از قریش به گشاده رویی و گشاده دستی ، بر ما فخر فروختند!

ـ چون بگو مگو کردیم [یا چون محکِ تجربه به میان آمد] ندای مأذنه‌ها ـ به نفع ما و ضرر آنها ـ آنچه را که خواستِ دلمان بود، حکم کرد.

متوکل پرسید: ای ابوالحسن، ندای صومعه‌ها چیست؟ [تا بر مقصود شاعر از ندای صوامع پی ببرد که آیا جملات تفسیری


[١٣٣]. همان: ص ٢٨٧، حدیث ٥٥٧.