بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧
پیش گفتار
اذان، از بزرگترین شعارهای اسلامی است که قرنهاست در طول هر شبانه روز ـ به ویژه در سپیده دم ـ سیاهی شب را میشکافد و با آوایی رعدآسا، سکوت شهرها را میشکند و در هر کوی و برزن، طنین میافکند و اصلِ توحید و رسالت و ولایت را بانگ میزند و آدمیان را به رستگاری و نماز ـ که ستون دین است ـ فرا میخواند.
از آنجا که در دیدگاه شیعه، اذان یک امر عبادی است و کم و کیف آن باید از سوی شارع اعلام شود، و نصّ ویژه ای در اینکه «أشهد أنَّ علیاً ولی الله» (شهادت سوم) جزء اذان باشد و در ردیف «أشهد أنَّ لا إله إلّا الله وأشهد أَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ الله» درآید، نرسیده است (هر چند در دلالتِ عمومات و شواذ روایات[١] جای تردید
[١]. در معنای لغوی «شاذ» که جدا و تنها از جماعت است، اتفاق نظر هست، اما تعابیر علمای شیعه و اهل سنت در معنای شاذ، مختلف میباشد.
بعضی گفتهاند: خبر شاذ، خبری است که شخص ثقه آن را روایت کند اما مخالف با مشهور یا اکثر، یا گروهی از افراد ثقه باشد.
بعضی دیگر گفتهاند: شاذ، خبری است که شخص ثقهای ـ به تنهایی ـ آن را بیاورد و حدیث مُتابعی برای این فرد ثقه، نباشد.
شیخ طوسی (م ٤٦٠ هـ) در المبسوط میگوید: أما «أشهد أنّ علیاً أمیر المؤمنین» و «آل محمد خیر البَریَّة» که در اخبار شاذی آمده است، در اذان به کار نرفته است، اگر انسان آن را انجام دهد گناه نمیکند
بنابراین، میگوییم: شیخ طوسی اخبار شهادت سوم را شاذ توصیف میکند و به جواز آوردن آن قائل است؛ چون میگوید: « اگر انسان آن را بیاورد مرتکب گناه نمیشود».