بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢

الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَO ؛[٣٨]

کسانی که پیامبر درس ناخوانده را پیرویدند، همو که [اهل کتاب[ نامش را در تورات و انجیل نزد خود، مکتوب می‌یابند ]پیامبری که[ آنان را به کارهای نیک فرا می‌خواند و از زشتی‌ها باز می‌دارد، پاکیزه‌ها را برایشان حلال می‌سازد و پلیدی‌ها را بر آن‌ها حرام می‌کند؛ بارها ]و تکالیفِ] سنگین و قید بندهایی که بر دوششان داشتند، برمی‌دارد؛ آنان که به او ایمان آوردند و آن حضرت را پشتیبانی و یاری کردند و نوری را که با او نازل شد، پیرویدند، همان رستگاران‌اند.

بنابراین، «حيَّ علی الفلاح» (بشتاب برای رستگاری) به معنای پیروی سنتِ پیامبر، بعد از عبادت خداست و این، ما را به ارتباط بنیادین میانِ فصول اَذان (ارتباط میان شهادت‌ها و حیعله‌ها) رهنمون است.

و «حَيَّ عَلَی خیرِ العَمَل» با «أشهَدُ أنَّ علیّاً ولي الله» ارتباط دارد.

اگر اذان ویژه اعلام وقت نماز بود، شارع می‌توانست به تشریعِ علامتی برای این کار بسنده کند؛ چنانچه یهود و نصارا و گبرها با بوق و ناقوس و افروختن آتش و غیر آن این کار را انجام می‌دهند.


[٣٨]. سوره اعراف (٧) آیه ١٥٧.