بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤

شیخ صدوق را می‌توان در زمره این افراد، به حساب آورد؛ زیرا جزء بودن این شهادت را از ساخته‌های مفوِّضه می‌داند.[٢٧]

بعضی دیگر نیز، به این نظریه گرایش دارند [٢٨]. [٢٩]

٨. بانگ شهادت بر ولایت ـ در اذان ـ بدان جهت حرام است که افراد ناآگاه به اشتباه می‌افتند و آن را جزء اذان می‌پندارند.

وحید بهبهانی این قول را می‌آورد و رد می‌کند؛ چرا که توهُّم جزئیت موجب حرمت نمی‌شود.[٣٠]

٩. این شهادت ـ در اذان ـ از آن رو حرام یا مکروه به شمار می‌رود که موالات (پی در پی آمدن) بندهای اذان را به هم می‌زند.

حرمت آن امر وضعی است که همان بطلان اذان به وسیله این شهادت می‌باشد.

مرحوم نراقی در مستند الشیعه این قول را رد می‌کند. [٣١]

البته، نااستواری این سه قول اخیر، روشن است؛ زیرا شیعه


[٢٧]. من لا یحضره الفقیه: ج ١ ص ٢٨٩ ـ ٢٩١، حدیث ٨٩٧ .

[٢٨]. بنگرید به، ذخـیرة الـمعاد: ج ٢ ص ٢٥٤؛ روض الجنـان: ص ٢٤٢؛ کشف الغطاء: ج ٣ ص ١٤٥، نهایة الأحکام: ج ١ ص ٤١٢.

[٢٩]. نگارنده درباره این اقوال و مناقشه در آن‌ها، بحث مفصلی دارد، که در متن کامل کتاب آمده است.

[٣٠]. مصابيح الظلام في شرح مفاتیح الشرائع: ج ٧ ص ٣٣.

[٣١]. مستند الشیعة: ج ٤ ص ٤٨٦.