بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٨
علی خیر العمل» در همه زمانها و مکانها جمع گردد و اینکه مقصود از «خیر العمل» نزد آنان ولایت است، انسان به حقیقت دیگری پی میبرد که تا پیش از آن، برایش آشکار نبود.
از چیزهای مأنوس در این زمینه، اذان شیعه به طبرستان در سال ٢٥٠ هجری[١٣٦]، و حمص / مصر / بغداد در سال ٢٩٠ هجری[١٣٧]، و اندلس پس از سال ٣٠٠ هجری[١٣٨]، و مصر در سال ٣٤٧ هجری[١٣٩]، و قاهره در سالهای ٣٥٦ ـ ٣٥٨ هجری[١٤٠]، و جامع ابی طولون / مصر در سال ٣٥٩ هجری[١٤١]، و دمشق در سال ٣٦٠ هجری[١٤٢]، و «حلب» در سال ٣٦٧ هجری است و ؛ زیرا آنان در اذانشان میگفتند: «حَيَّ عَلَی خیر العمل» «محمدٌ وعليٌ خیرُ البشر» و نیز در «یمامه» در سال
[١٣٦]. تاریخ طبرستان (ابن اسفندیار الکاتب): ص ٢٣٩ به نقل از تاریخ طبرستان مرعشی (م ٨٨١ هـ).
[١٣٧]. بغیة الطلب: ج ٢ ص ٩٤٤؛ اخبار بنی عبید: ج ١ ص ٥٠؛ نشوار المحاضرة تنوخی: ج ٢ ص ١٣٣.
[١٣٨]. رسائل ابن حزم اندلسی: ج ٢ ص ٨٤، الرسالة الثانیة.
[١٣٩]. خطط مقریزی: ج ٢ ص ٢٧١ ـ ٢٧٢.
[١٤٠]. خطط مقریزی: ج ٢ ص ٣٤٠؛ وفیات الأعیان: ج ١ ص ٣٥٧؛ اخبار بنی عبید: ج ١ ص ٨٤.
[١٤١]. نهایة الإرب الفن ٥، القسم ٥، الباب ١٢.
[١٤٢]. تاریخ الإسلام حوادث سالهای ٣٥٠ ـ ٣٨١ هجری: ص ٤٨؛ سیر اعلام النبلاء: ج ١٥ ص ١١٦.