بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦٨

٤. صدوق را می‌توان از عالمانی دانست که به رجحان بانگ شهادت سوم در اذان (از باب مطلق ذکر، تفسیر «خیر العمل» و) اعتقاد داشت؛ زیرا این کار، بر اساسِ معیارهای فقهی و حدیثی، اشکالی ندارد و عموماتِ فراوانی که صدوق ـ خود ـ در کتاب‌هایش آن‌ها را می‌آورد، به آن گویاست. [٩٦]

٥. میان اذان به شهادت سوم و اعتقاد به تفویض (یا غلو درباره امام علی علیه‌السلام) ملازمه‌ای وجود ندارد؛ زیرا مضمون شهادت بر ولایت، با اصول مذهب شیعه سازگار است. بسا مفوِّضه با استناد به دلیل شرعی معتبر (نه اخبار ساختگی) به این شهادت بانگ می‌زدند. از این روست که شیخ طوسی، مستند این شهادت را اخبار شاذ می‌داند (نه «جعلی»). خبر صحیح نیز می‌تواند به «شاذ» توصیف شود.

٦. معنا ندارد این شهادت، برساخته «مُفَوِّضه» (اهل غُلُو) باشد؛ چرا که آنان صفاتِ آفریدگار و فرابشری (خلق و رزق) را به امام علی علیه‌السلام نسبت می‌دادند و آن حضرت را خدا می‌انگاشتند که می‌میراند و زنده می‌کند.


[٩٦]. از جمله روایت امام کاظم ١ در تفسیر «حَيَّ علی خیر العمل»، بنگرید به: علل الشرائع: ص ٢٢٩، باب ١٨٢؛ عیون اخبار الرضا ١: ج ٢ ص ١٠٣.