بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٨

إنّ فينا أهلَ البيت في كلِّ خَلَفٍ عُدولاً يَنْفون عنه تحريفَ الغالين، وانتحالَ الـمُبطلين، وتأويلَ الـجاهلين؛ [٨٠]

در ما خاندان، در هر نسلی، عادلانی هستند که از دین، تحریف‌های اهل غلو را می‌سترد، و نسبت‌های اهل باطل را نفی می‌کند و تأویلِ جاهلان را هیچ و پوچ می‌سازد.

می‌دانیم که علمای امامیه، همه اجماع دارند بر اینکه بانگ شهادت سوم، از بابِ مطلقِ قصدِ قربت و به عنوانِ ذکری محبوب[٨١] (و نه جزء اذان) در اذان جایز است. شیعیان در طول قرن‌ها به آن بانگ زده‌اند و این کار تا عصر ائمه ٤ (و حتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ادامه داشته است؛ چرا که فقره «حَيَّ عَلَی خیر العمل» را با تفسیر آن بیان می‌داشتند و این ندا را که محمد و علی ٣ بهترین آدمیان‌اند، پس از این جمله، آهسته یا بلند، بر زبان می‌آوردند.

هیچ مدرک و شاهدی را نمی‌توان یافت که معصوم ١ به نحوی از آن بازداشته باشد، و این ـ خود ـ به معنای جواز این کار، از سوی امام است؛ چرا که اگر بدعت و حرام می‌بود، امام ١ از


[٨٠]. الكافي: ج ١ ص ٣٢، حديث ٢؛ بحار الأنوار: ج ٢٧ ص ٢٢٢.

[٨١]. و از باب عمل به مضمونِ این حدیث که : هر جا شهادت به یگانگی خدا و گواهی بر رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بر زبان آید، باید به ولایت امیر المؤمنین ١ شهادت داد (م).