بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٤

عالَم میثاق می‌رسد و این پیمان را خدا از کنه وجودی آدمیان ستاند و خواست در کنار توحید و رسالت، به آن وفادار و پایدار بمانند.

باری، شهادت به ولایت، از والاترین شعائر ایمانی است؛ چرا که خدا به منادی فرمان داد که به شهادت سوم، بانگ زند و به شهادت بر توحید و رسالت، بسنده نکرد تا اینکه شهادت به ولایت را بر آن افزود و شهادت‌های سه‌گانه را پدید آورد.

ندا به شهادت سوم در آن عالم ـ قبل از عالم تکلیف ـ به اهمیت و محبوبیت این موضوع نزد خدای سبحان اشاره دارد، به گونه‌ای که خدا می‌خواست این شهادت، شعار و اعلامی برای او در عالم دنیا باشد.

پس از ثبوت وجود ملاک ندا و اعلان به شهادت سوم در آن عالم و جواز ترغیب و دعوت به آن از سوی امام کاظم ١ [٧٩] در


[٧٩]. ابن ابي عُمَیر از امام کاظم ١ پرسید: چرا «حي علی خیر العمل» از اذان برداشته شد؟ امام فرمود: دلیل ظاهری را می‌خواهی یا باطنی؟ گفت: هر دو را.

امام فرمود: علت ظاهری این است که مردم با تکیه بر نماز جهاد را وانگذارند. علت باطنی این است که «حيّ علی خیر العمل» ولایت خاندان پیامبر ٤ است، آن که فرمان ترک «حي علی خیر العمل» را از اذان داد، خواست انگیزش و فراخوانی به ولایت نباشد (علل الشرایع: ص ٣٦٨، حدیث ٨٩؛ بحار الأنوار: ج ٨١ ص ١٤٠).