بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٤
جُوَیرَه ـ دختر ابوجهل ـ گفت: به جانم سوگند که بلند آوازه شدی!
خالد بن سعید بن عاص گفت: سپاس خدای را که جان پدرم را گرفت و امروز را ندید!
حارث بن هشام گفت: ای وای! کاش پیش از این ـ قبل از اینکه عَرعَرِ بلال را بالای کعبه بشنوم ـ مُرده بودم![٦١]
نقل است که عبدالله بن زُبَیر ـ در ایام خلافت خویش ـ چهل جمعه در خطبه نماز جمعه، بر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صلوات نمیفرستاد. علت را جویا شدند، گفت:
مرا از این کار باز نداشت جز کسانی که (از ذکر نام محمد) به خود میبالند. محمد، دودمان بدی دارد که هنگام ذکر نامش، گردنهاشان را برمیافرازند [و سینه سپر میکنند].[٦٢]
با این نگرشِ کینهتوزانه نسبت به خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم چگونه میتوان انتظار داشت که نام علی علیهالسلام به نحو جزئیت، هر روز در اذان، بر زبان آید؟!
به همین جهت (و دلایل دیگر) مینگریم که متونِ حدیثی بر
[٦١]. شرح نهج البلاغه: ج ١٧ ص ٢٨٤؛ امتاع الأسماع: ج ١ ص ٣٩٦.
[٦٢]. شرح نهج البلاغه: ج ٤ ص ٦٤؛ نیز بنگرید به، تاریخ یعقوبی: ج ٢ ص ٢٦١.