بانگ ولایت در اذان

بانگ ولایت در اذان - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥

شهادت بر ولایت را با استناد به احادیث مُفوِّضه (و اهل غلو) بانگ نمی‌زند و به عنوان جزء اذان نمی‌آورد؛ و با وجود صیغه‌های مختلف برای شهادت سوم،[٣٢] شخص جاهل دچار اشتباه نمی‌شود؛ و با این کار، موالات اذان از بین نمی‌رود، چرا که سخن عادی (و


[٣٢]. شیخ صدوق در «من لا یحضره الفقیه: ج ١ ص ٢٨٩ ـ ٢٩١ ، حدیث ٨٩٧» روایاتی را مُرسل ـ بی ذکر سند ـ می‌آورد که خود نمایانگر فراوانی آن‌هاست؛ مثلاً می‌نویسد:

در بعضی از روایاتشان بعد از «أشهد أنّ محمداً رسول الله» دو بار «أشهد أنّ علیاً ولی الله» آمده است.

بعضی‌شان به جای این جمله روایت کرده‌اند که باید دو بار گفت: «أشهد أنّ علیاً أمیر المؤمنین حقاً».

این کثرت، می‌رساند که مستند شهادت سوم، اخبار موضوعه نیست، و این شهادت جزء توقیفی اذان نمی‌باشد، بلکه محبوبیت عام را گویاست، نه چیز دیگر.

در هر حال ، اشاره صدوق به روایات شهادت سوم بر نقل آن‌ها در عصر وی دلالت می‌کند. بعضی از شیعه در «حلب» و «بغداد» در زمان صدوق و قبل از آن، به شهادت سوم اذان می‌دادند.

سید مرتضی (م ٤٣٦ هـ) در جواب این سؤال که: آیا در اذان بعد از «حي علی خیر العمل» آوردن «محمد وعلی خیر البشر» واجب است؟ می‌گوید: اگر عبارت «محمد وعلی خیر البشر» را به عنوان سخن خودش و بیرون و از لفظ اذان بگوید، این کار جائز است و شهادت به آن صحیح است؛ و اگر این جمله را بر زبان نیاورد، باکی بر او نیست (المسائل المیافارقیات).