صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٩ - قرآن و ادعيه معرّف پيامبر اكرم و ائمّه (عليهم السلام)
اصطلاحى است و هم زبان اهل معرفت، به حسب واقع. در اين كتاب شريف، مسائلى هست كه مهمش مسائل معنوى است. و رسول اكرم و ساير انبيا نيامدند كه اينجا حكومت تأسيس كنند، مقصد اعلا اين نيست؛ نيامدند كه اينجا عدالت ايجاد كنند، آن هم مقصد اعلا نيست، اينها همه مقدمه است. تمام زحمتها [يى] كه اينها كشيدند، چه از حضرت نوح گرفته، از حضرت ابراهيم گرفته تا آمده است اينجا به رسول اكرم رسيده است، تمام مشقتهايى كه كشيدند و كارهايى كه كردند، مقدمه يك مطلب است و او معرفى ذات مقدس حق [است.] كتابهاى آسمانى هم، [كه] بالاترينش كتاب قرآن كريم است، تمام مقصدش همين است كه معرفى كند حق تعالى را با همه اسماء و صفاتى كه دارد. عامه مردم خيلى ازش چيز مىفهمند- اين كتاب را- و خواص هم مسائل بالاتر مىفهمند و اخص خواص هم مسائل فوق آن را مىفهمند، لكن
انَّما يَعْرِفُ الْكِتابَ مَن خُوطبِ به؛
هيچ كس نمىتواند بفهمد. هر كس بخواهد پيغمبر را بشناسد، قرآن را بايد بشناسد و هيچ كس نمىتواند بشناسد. و لهذا، هيچ كس پيغمبر را هم نمىتواند بشناسد. معرف ايشان كتاب خودشان است و معرف حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- بعد از اينكه خود پيغمبر معرف است، خود وجودش معرف است. اين فقهى است كه با زبان ايشان بسط پيدا كرده است كه براى احتياج بشر از اول تا آخر، هر مسئلهاى پيش بيايد، مسائل مستحدثه، مسائلى كه بعدها خواهد پيش آمد، كه حالا ما نمىدانيم، اين فقه از عهده جوابش بر مىآيد و هيچ احتياج ندارد به اين كه يك تأويل و تفسير باطلى بكنيم.
خود فقه، خود كتاب و سنت، خود فقهى كه اكثرش را حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- بيان فرموده است، اين فقه همه احتياجات صورى و معنوى و فلسفى و عرفانى همه بشر را در طول مدت الى يوم القيامه [تأمين كرده،] اين محتوايش اين طور است. اينها معرفى است كه خود اينها معرف اين بزرگواراناند و ما نمىتوانيم كه از آنها تعريفى بكنيم كه لايق آنها باشد.
ادعيه ائمه هدى، دعاهاى آنها، همان مسائلى را كه كتاب خدا دارد، دعاهاى آنها هم دارد با يك زبان ديگر. قرآن يك زبان دارد، يك نحو صحبت مىكند و همه مطالب را