صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦ - دفاع بودنِ حمله به متجاوز
تكليف سلب بشود كه نه، ديگر لازم نيست كارى ما بكنيم. آن كسى كه اشكال به جنگ دارد، واجب است برايش كه برود جنگ. اينهايى كه اشكال مىكنند يكيشان حتى يك بچهشان نرفته است، يك جوانشان نرفته است به جبههها. ديگران دارند از مال و جان اينها دفاع مىكنند، اين جوانهاى ما دارند از مال و جان همه اين ملت دفاع مىكنند، از مال و جان يك دسته كه نمىكنند دفاع، دارند دفاع از همه حيثيت اين ملت مىكنند، از نواميس همه مىكنند. اگر- خداى نخواسته- اين حزب بعث بيايد و غلبه- خداى نخواسته- بكند كه نخواهد كرد به كى رحم مىكند؟ به شمايى كه آن وقت نشسته بوديد و مىگفتيد بياييد جنگ را برداريم و از بين ببريم و جنگ خوب نيست و مردم با جنگ مخالفاند؟ اين مردم از كجا آمدند كه با جنگ مخالفاند. غير از اين جوانهاى ما هستند؟ ملت ما اينها هستند؛ اين كاروانهاى كربلا و آن پاسدارها و آن بسيجيها و آن ساير قشرهايى كه، قشرهاى محرومى كه الان دفاع از شما دارند مىكنند و شما نشستيد آنها را تضعيف مىكنيد كه شايد موافق رضاى خدا نباشد. رضاى خدا موافق نيست با دفاع؟! امروز دفاع است. مسأله، مسئله رفتن و جنگ كردن نيست، كسى نمىخواهد جنگ بكند، اول هم نبوده و آن حرفى كه روز اول جمهورى اسلامى زده راجع به جنگ، امروز هم عين همان حرف است، يك كلمه اين ور آن ور نيست، آن اين است كه ما تا اين حزب عفلقى هست ما جنگ خواهيم كرد. ما بايد اين را، براى اينكه دفاع از اسلام اين است كه اين نقطه را برداريم از بين، اين غده سرطانى كنده بشود و الّا محال است كه اين كشور روى آرامش به خودش ببيند و نه كشور ما، نه عراق، نه خليجيها. اين خليجيها توجه ندارند به اينكه اگر صدام غلبه پيدا كند، با آنها چه خواهد كرد؟ حالايى كه مثل موش دارد اين ور و آن ور مىرود، به آنها تشر مىزند.
بحمد اللَّه كشور ما، جوانهاى ما، پيرمردهاى ما، زنها، بزرگها، كوچكها همه مهيا هستند به اينكه جنگ را تا پيروزى ادامه بدهند و ادامه خواهند داد. و كسانى كه مخالف با اين مسائل هستند، خوب، بنشينند توى خانهشان هر چى مىخواهند بگويند، اما بدانند كه خلاف رضاى خدا دارند مىگويند. اگر حرفهاى آنها تضعيف كند روحيه ده نفر جوان ما