صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٦ - اشتباه مخالفين در عدم شناخت ملت ايران
مىخواستند ببرندشان جنگ، نمىرفتند. اما امروز وضعى شده است كه داوطلباند.
اشتباهى كه اين غربيها دارند و اين مخالفين ما دارند، اشتباه اين است كه خيال مىكنند كه وقتى كه كلمه موشك تو كار آمد، مردم ايران مىترسند ديگر؛ بعد چه بشوند. اين موشكها را زدند و كشتند و چه كردند و مردم ايران سر جاى خودشان نشستند و مىخندند به آنها. شما مردم ايران را از موشك نترسانيد، مردم ايرانى كه شهادت را براى خودشان افتخار مىدانند و بسيارى از اوقاتى كه اينجا مىآيند انسان تعجب مىكند از وضع اينها كه جوانش فوت شده است، جوانش شهيد شده است، مىگويد باز هم مىخواهم، مىخواهم جوان دارم باز [در راه خدا بدهم]، بچه كوچك را مىگويد اين ان شاء اللَّه، بزرگ مىشود و شهيد بشود، يا زنها مىبينيد كه چه وضعى دارند. اينها مردم را، اين مردمى كه طالب شهادتند از شهادت مىترسانند و اين يك اشتباهى است كه از باب اينكه نمىفهمند، اصلًا ادراك اين معنا را كه معنويات چى است. امثال صدام و اينها اصلًا نمىفهمند كه مسأله چى است. متوجه اينكه ايران چه وضعى دارد و مردم ايران چه وضعى دارند، اصلًا متوجه اين نيست. از اين جهت، خيال مىكند كه اگر موشك انداختند به ايران، فوراً شكست مىخورند، اين قويتر مىكند اينها را.
عمده اين است كه ما توجه داشته باشيم به اينكه حفظ كنيم ايمان خودمان را و وحدت خودمان را. اگر اين راه حفظ شد، هيچ چيز ديگر ترس ندارد. موشك بيايد، چه مىدانم هر كى مىخواهد بيايد، امريكا بيايد، شوروى بيايد، هر كى مىخواهد بيايد البته اين نكته از ذهن مردم ما خارج نمىشود كه وقتى ببينند كه آنهايى كه كمك مىكنند به صدام براى اين شرارتهايش، اين از ذهن مردم ما خارج نمىشود، توجه به آن دارند. و آنهايى كه مىخواهند منافع خودشان محفوظ بشود بايد توجه به اين داشته باشند كه منافعشان محفوظ اگر بخواهد باشد، بايد يك جورى عمل بكنند كه اين طورها نباشد و الّا محفوظ نخواهد ماند. آن كسى كه كمك مىكند، يا كمك مادى مىكند يا كمك نظامى مىكند، آنها هم خيال مىكنند كه ما از كمكهاى نظامى آنها، كمكهاى [آنها] مىترسيم، نه، ترسى در كار نيست؛ براى اينكه يك ملتى است كه شهادت طلب است،