صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧١ - پيروزى ملت با عنايات حق
كنيم، ملت ما بايد اين مطلب را باور كند كه اگر يك آن، عنايات حق تعالى از عالم منصرف بشود، معدوم مىشود عالم. عالم هست، به پشتوانه اراده حق تعالى. يك آن عنايت منصرف بشود، تمام ملك و ملكوت معدوم مىشود. دائماً اراده حق است كه حفظ كرده است، منتها ما جاهل هستيم؛ نمىدانيم مطلب را و عمده آن است كه تمام رنجهايى كه بر بشر وارد مىشود، از اين جهل است؛ اين جهل اگر مرتفع بشود، رنجها مرتفع مىشود. اگر ببيند انسان كه همه كار از اوست، ديگر رنجى در كار نيست. و اين يك مرتبه نازله از اولياست و آنها مراتب ديگرى دارند كه اسم و رسمى ندارد.
بايد ما توجه كنيم به اينكه يك گوشهاى از دنيا هستيم، يك جمعيت چند ميليونى كه نسبت به عالم آن قدر ما ضعيفيم، كميم، جمعيت كم است. و بايد ما در همان لحظه اول با آن همه توطئههايى كه بود از بين رفته باشيم. آن كه ما را نگه داشت خدا بود نه ما. آن كه شكست داد قدرتهاى بزرگ را و شكست مىدهد قدرتهاى بزرگ را خداست. چنانچه آن كه قدرت مىدهد اوست. قدرتهاى بزرگ نمىدانند كه اين قدرت خداست و رنجشان از همين معناست.
و ما بايد اين معنا را باور كنيم كه ما از عنايت حق است كه از هيچ به اينجا رسيديم و از عنايات حق است كه ما توانستيم اين مملكت را- يعنى ملت توانست، من كه چيزى نيستم- توانست اين ملت، اين ملت را از زير يوغ ستمشاهى و بدتر از او، يوغ آمريكا و شوروى و امثال اينها بيرون بياورد. سابقه ندارد كه يك ملتى سرپاى خودش بايستد و بگويد نه اين و نه آن، اين سابقه ندارد. هر كس متكى به يك جايى است، گرچه همه اتكاها به خداست و خودشان نمىفهمند؛ لكن در فهم خودشان هر كسى متكى به يك جايى است.
و ملت ما بحمد اللَّه با عنايت حق تعالى و عنايت اولياى خداى تبارك و تعالى كه به آنها ايمان داد، به آنها قدرت داد، اين ملت دست رد به سينه همه زد و ايستاد و گفت استقلال را ما مىخواهيم، آزادى را ما مىخواهيم. و اگر به همين وضع پيش برود، مطمئن باشيد كه پرتوش همه عالم را خواهد گرفت.