صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٩ - معناى استغفار معصومين از گناهان
شده- تا صبح [گفت:] «اللَّهُمَّ ارْزُقْنى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَ الْانابَةَ الى دارِ السُّرُورِ و الْاسْتِعدادَ لِلْمَوتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْت». [١] مسأله، مسئله بزرگى است. آنها در مقابل عظمت خدا، وقتى كه خودشان را حساب مىكنند، و مىبينند كه هيچ نيستند و هيچ ندارند. واقع مطلب همين است: جز او كسى نيست و چيزى نيست، وقتى كه توجه بكنند به عالم كثرت، و لو به امر خدا. اين است كه نسبت مىدهند به رسول خدا كه فرمود:
لَيُغانُ عَلى قَلْبى فَإنّى لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فى كُلِّ يومٍ سَبْعيِنَ مَرَّة. [٢]
او غير از اين مسائلى بوده است كه پيش ماهاست. آنها در ضيافت بودهاند، در ما فوق ضيافت هم بودهاند. در ضيافت بودهاند و از اينكه حضور در مقابل حق تعالى دارند و مع ذلك، دارند، مردم را دعوت مىكنند. از همين، كدورت حاصل مىشده. توجه به مظاهر الهى، از غيب متوجه شدن به شهادت به مظاهر الهى، و لو همهاش الهى است، براى آنها همه الهى است، لكن مع ذلك، از آن جايى كه، از آن غيبى كه آنها مىخواهند كه «كمالِ انقطاع إليك» است، وقتى كه توجه مىكنند به مظاهر، اين گناه بزرگ است. اين گناه نابخشودنى است، اين دار غرور است پيش سجاد. توجه به ملكوت دار غرور است. توجه به ما فوق ملكوت هم دار غرور است. توجه به حق تعالى طورى كه ديگر ضيافتى در كار نباشد كه مخصوص كُمَّل اوليا است، آنجا ديگر ضيافت اللَّه نيست در كار.
خداوند به ما نصيب كند كه ما انكار نكنيم اين مسائل را. از جمله چيزهايى كه سد راه انسانيت است، انكار مقامات است؛ محصور كردن همه چيز را در اين چيزهايى كه خود ما مىفهميم. اگر يك كسى يك قدم بالاتر بگذارد- و لو لفظاً- اين از ديانت به نظر آنها خارج شده است؛ اين سد راه است. قدم اول يقظه [٣] است. انسان بايد بيدار بشود. ما همه
[١] «خداوندا! تجافى و جدايى از سراى غرور (دنيا) و بازگشت به سراى سرور (آخرت) و آمادگى براى مُردن را پيش از جان باختن روزى من بگردان.» مفاتيح الجنان، اعمال شب ٢٧ ماه مبارك رمضان
[٢] «گاهى براى قلب من كدورتى حاصل مىشود كه من در همه امور، هفتاد بار استغفار مىكنم.» مستدرك الوسائل، ج ٥، ص ٣٢١؛ باب ٢٢، ح ٢
[٣] بيدارى.