صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٠ - بركات بعثت رسول گرامى اسلام
پيغمبر است، و الّا ايشان به خودش نمىتوانست اين كار را بكند. نه تحصيلاتى داشت، حتى نوشتن را هم نمىدانست. مسائل، يك مسائل بزرگى است كه ما نمىتوانيم در اطرافش صحبت كنيم و كشف هم نشده است؛ براى خود ايشان است و كسانى كه خاص الخاص ايشان هستند. مسائل اجتماعى در اسلام- مىدانيد كه- هست؛ همه جور مسائل هست و به درجه اعلا هست كه از عهده يك نفر آدمى كه در آن محيط زندگى كرده است و يا در هر محيطى [برنمىآيد كه] يك نفر آدم بتواند اين طور در دنيا همه چيز را بيابد كه مطابق عقل حالا باشد و آينده. اين يك امر اعجاز است؛ غير از اعجاز چيز ديگر نمىتواند باشد.
ما هم بايد از قضيه بعثت و آن بركات بعثت كه حاصل شده است [استفاده كنيم،] با اينكه آنى كه پيغمبر مىخواست حاصل نشده است حالا و بعدها هم حاصل نخواهد شد آن مسائلى كه او مىخواست، كه مىخواهد مردم چه بشوند، نه در زمان خودشان شد و نه بعد شد. و گرچه بعضى آخوندهاى دربارى مىگويند كه فلانى گفته است كه پيغمبر نتوانست، بله، من عرض مىكنم پيغمبر نتوانست! اگر توانسته بود، تو آخوند دربارى حالا نبودى. همه مىدانيم كه در زمان پيغمبر، وضع جورى بود كه پيغمبر حتى احكامى [را] كه مىخواست بگويد، تقيه مىكرد حضرت؛ مسائلى كه مىخواست بگويد حضرت، ملاحظه مىكرد و موفق نشد پيغمبر به آن چيزى كه مىخواست، آن چيزى كه دلخواهش بود بعث كرد. همه چيز گفت، در رساندن مطلب هيچ قصورى نبود، اما در فهماندن مردم، آشنا كردن مردم به مسائل، يك مسئلهاى نبود كه از عهده كسى برآيد. و لهذا، مىبينيد فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود. بله، در زمان حضرت صاحب- سلام اللَّه عليه- حكومت واحد مىشود. قدرت حكومت ... عدالت، يك عدالت اجتماعى در همه عالم مىآيد، اما نه اينكه انسانها بشوند يك انسان ديگر. انسانها همانها هستند كه يك دستهشان خوباند، يك [دسته] بد. منتها آنهايى كه بد هستند، ديگر نمىتوانند كه كارهاى خلاف بكنند. در هر صورت، مسئله بعثت مسئلهاى نيست كه ما حالا بتوانيم در اطرافش صحبت كنيم.