يادداشت - يادداشت - الصفحة ٢٦٥ - بيان حقيقت منافاتي با اتحاد فرق اسلامي ندارد
بيان حقيقت منافاتي با اتحاد فرق اسلامي ندارد
کد مطلب: ٦١٠٤ تاریخ انتشار: ٢٩ اسفند ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٢٠٢٨ يادداشت » عمومي بيان حقيقت منافاتي با اتحاد فرق اسلامي ندارد
بيان حقيقت منافاتي با اتحاد فرق اسلامي ندارد
گاهي گفته ميشود اساسا نبايد مسئله خلافت پس از پيامبر صلياللهعليهوآله و چيزهائي از اين قبيل، در جامعه كنوني مطرح شود زيرا اينها موجب اختلاف فرق اسلامي خواهد شد و استدلال به كريمه قرآن «واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا»(٣) مينمايند معمولاً هم در اين گونه موارد ميگويند: دشمن پشت دروازه است، هر گونه بيان مطلبي كه مضر به رفاقت گروهها ميباشد همكاري با استكبار جهاني است و... و از اين قبيل حرفها.
لكن بايد توجه نمود كه بيان حقيقت دين و مذهب، بيان فطرت است. اختلاف از ناحيه كساني است كه بر خلاف فطرت و حقيقت دين كار ميكنند، به علاوه استغاثه مظلوم و دادخواهي او در هيچ محيط و عرف و مجتمع عقلايي، اختلاف افكني حساب نميشود زيرا بيان حق و حقطلبي هرگز مصداق اختلاف افكني (مذموم) نيست. اين بيان عينا همانند آن است كه كسي مال يا ناموس ديگري را بربايد و چون مظلوم فرياد كند، بگويند ساكت شو كه اختلاف ميشود!
آيات قرآني و روايات مذهبي با تعبيرات گوناگون وارد شده است كه هر يك مربوط به جايي وناظر به موردي است. قرآن همان طور كه منادي وحدت و ضد تفرقه است. دعوت داعيان الهي را بهترين سخن ميداند: «و من أحسن قولاً ممّن دعا إلي الله و عمل صالحا و قال إنّني من المسلمين؛ چه كسي خوش سخنتر از آن كه دعوت به خدا كند و عمل شايسته نمايد و بگويد كه من از مسلمانان هستم.»(٤) دعوت همه انبياء موجب اختلاف در جامعه شده، عدّهاي مؤمن به برنامه پيامبران و عدهاي كافر شدند و درگيريهاي شديدي بين آن دو گروه پيدا شده است. قرآن ميفرمايد:« كان الناس أمّة واحدة فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين...؛ مردم همه يك پارچه بودند خداوند پيامبران را براي تبشير و انذار فرستاد و كتاب را به حق همراهشان كرد تا بين مردم در موضوع اختلافشان حكم كند و در آن اختلاف نكردند مگر كساني كه كتاب را دريافت كرده، پس از آن كه دلائل روشن به آنان رسيده بود، از سر ظلم...»(٥)
پس مردم پيش از نزول كتب و ارسال رسل يك پارچه بودند يعني اختلاف مذهبي نداشتند زيرا مذهبي و كتابي نبود...، ليكن اگر انبياء نبودند همه در گمراهي و ضد ارزش و خلافت فطرت بودند، با آمدن انبياء اگر همه اصلاح نشدند اقلاً عدهاي نجات يافتند، دعوتي كه براي نجات غريق باشد اختلاف افكني نيست. اختلاف را آنها ميافكنند كه ستم ميكنند، انحصارطلبي ميكنند، حق ديگران را ميبرند، ادّعاي ناحق ميكنند، غصب حكومت و مقام ميكنند. آن گاه اگر كسي بگويد شما شايسته نيستيد ميگويند اختلاف نيفكنيد، در حقيقت اين مطللب را چماقي براي استثمار و استعباد مردم ميكنند. آيات قرآني همه جا از دعوت پيامبر و اصرار و پافشاري مرز ميان مؤمنين و كفّار سخن ميگويد: «قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد...»(٦) و هرگز قرآن و پيامبر صلياللهعليهوآله اختلاف افكن نميشوند.آيه «واعتصموا بحبل اللّه» نيز مربوط به «وحدت اجتماعي» به معنائي كه امروزه گفته ميشود نيست، صريح آيه اين است كه حبل الله، ريسمان الهي، را محور قرار دهيد و همه به آن چنگ بزنيد نه اين كه به هر صورت و با هر ترفند سعي كنيد يكپارچه باشيد. اساسا منظور از «حبل الله»، اجتماع يك جامعه نيست كه آن يك امر اعتباري است بلكه منظور يك امر حقيقي تكويني است، در روايات هم آمده كه منظور از «حبل الله» ريسمان ولايت علي عليهالسلام و امامان پس از او ميباشد، همانچه كه در دعاي ندبه هم ميخوانيم: «و حبل الله المتين و صراطه المستقيم؛ علي عليهالسلام پس از پيامبر صلياللهعليهوآله ريسمان محكم الهي و صراط مستقيم او بود» روايت ابن يزيد از امام كاظم عليهالسلام و جابر از امام باقر عليهالسلام را ببينيد: «علي بن ابي طالب حبل الله المتين است» و «آل محمد حبل الله است كه خداوند دستور به تمسك به آن داده است». در تفسير علي بن ابراهيم هم آمده: «منظور توحيد و ولايت است». در روايت معاني الاخبار صدوق آمده است: حبل الله قرآن است، امام و قرآن از هم جدا نيستند، قرآن به امام هدايت ميكند و امام به قرآن»(٧)
نكته ديگري كه لازم است مورد توجّه قرار گيرد اين است كه بحث علمي وتحقيق تاريخ، وحدت را بر هم نميزند بلكه نوع برخورد و درگيري جدال و مراء و تعصّب است كه به ناراحتي و جدائي ميانجامد وگرنه حتي بحثهاي مربوط به اصل توحيد ميان مسلم و كافر، اگر انساني و بدون عصبيّت انجام شود هيچ گونه منافاتي با رفاقت و همزيستي مسالمتآميز ندارد. خود من شخصا احيانا با برخي افراد غير معتقد به اصل اسلام بحث داشتهام و او ميگفت ميترسم تكفيرم كنيد گفتم حرفت را بگو! توانستم روشنت ميكنم، نتوانستم روابط انساني هست.به روايات احتجاجات ائمه عليهمالسلام و دستوراتي كه درباره مناظره با اهل تسنن دادهاند رجوع كنيد و به خصوص دو جلد كتاب مرحوم طبرسي را به دقت ملاحظه فرماييد كه هرگز اهل بيت عليهمالسلام به بهانه واهي وحدت و مانند آن، كتمان حقايق نكردهاند. ميگويند: «زمان فرق ميكند، اكنون در برابر قدرت استكباري آمريكا و مانند آن هستيم،...» مگر در زمان اهل بيت جنگهاي برون مرزي در جريان نبود، مگر سپاه اسلام درگير جنگهاي مهم با يهود و مسيحيّت نبود؟! به اين جمله حضرت صادق عليهالسلام اكتفا ميكنم كه به محمد بن نعمان فرمود دقت كنيد: «خاصموهم و بيّنوا لهم الهدي الذي أنتم عليه و بيّنوا لهم ضلالهم و باهلوهم في علي عليهالسلام ؛ با آنها بحث و جدال كنيد و راه هدايتي كه داريد نشانشان بدهيد و گمراهيشان را برايشان روشن كنيد و در مورد علي عليهالسلام با آنها مباهله نماييد.»(٨)
منبع: كتاب حديث «لولا فاطمه...
___________________________________
١- سوره الاسراء /٢٠ .
٢- جاي تفصيل و فرصت توضيح نيست كه روايت: «كان الله و لم يكن معه شيء» چه ميگويد؟ و آيا منافاتي با اين دوام فيض واعطائي دارد يا خير؟ «فرصتي ديگر ببايد داشت و...»
٣- آل عمران /١٠٣.
٤- فصلّت /٣٣.
٥- بقره، ٢١٣.
٦- به اين مناسبت بايد عرض كنم بيان مسائل اجتماعي و اخلاقي اسلام نيز اجتهاد و تخصص ميخواهد، روايات، اطلاق و تقييد و عموم وخصوص و... دارند، هم دعوت به صبر داريم هم دعوت به جهاد، هم اصرار بر كسب و كار داريم و هم مذمّت جمع ثروت (به حسب ظاهر برخي ادلّه)... اين مجتهد است كه بايد موارد آنها را تشخيص دهد. در قديم حتي سخنرانيهاي مجالس عمومي نيز در اختيار مجتهدان بود و اينك...
٧- به تفسير برهان و نور الثقلين در ذيل آيه ١٠٣ آل عمران رجوع فرماييد.
٨- الفصول المختارة، تأليف سيد مرتضي، ص ٢٨٤.