يادداشت - يادداشت - الصفحة ١٨٤ - دعاي استغفار امير المؤمنين (ع) جهت فزوني روزي و اولاد
دعاي استغفار امير المؤمنين (ع) جهت فزوني روزي و اولاد
کد مطلب: ٦٠٢٣ تاریخ انتشار: ٢١ فروردين ١٣٩٦ تعداد بازدید: ٦١١١ يادداشت » عمومي دعاي استغفار امير المؤمنين (ع) جهت فزوني روزي و اولاد
امام رضا ، از پدرانش ، از امام سجاد ، و او از پدرش امام حسينعليهم السلام نقل مي كند:
روزي در خدمت حضرت علي عليه السلام نشسته بودم كه مرد عربي وارد شد و گفت: اي اميرالمؤمنين مردي هستم عيال وار و از مال دنيا چيزي ندارم.
امام عليه السلام فرمود: اي برادر عرب چرا استغفار نمي كني تا حالت اصلاح شود، مرد عرب گفت: اي اميرالمؤمنين من بسيار استغفار مي كنم و حالم تغيير مي كند، امام فرمود:
خداوند مي فرمايد :
«اِسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ اِنَّهُ كانَ غَفّارا يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراوَ يُمْدِدْكُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ اَنْهارا»
از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او بسيار آمرزنده است بارانهاي پربركت آسمان را پي درپي بر شما فرو مي فرستد و اموال وفرزندان شما را افزون مي كند و براي شما باغهاي خرم وسر سبز ونهرهاي آب جاري قرار مي دهد.
اينك من استغفاري به تو ياد مي دهم كه هنگام خواب آن را بخوان تا خداوند روزيت را زياد گرداند. آنگاه حضرت اميرعليه السلاماستغفاري را نوشت و به مرد عرب داد و فرمود: هنگامي كه خواستي بخوابي و به بستر بروي اين استغفار را با حالت گريه بخوان و اگر گريه ات نيامدخود را به حالت گريه كنندگان در آور.
امام حسينعليه السلام مي فرمايد: در سال بعد، مرد عرب نزد پدرمآمد و گفت: اي اميرالمؤمنين خداوند نعمتش را بر من تمام نموده تا آنجا كه جائي براي نگهداري مال وحيوانات خود ندارم، امام عليه السلامفرمود: اي برادر عرب، سوگند به خدائي كه محمد را به حق به رسالت برگزيد، هيچ بنده اي اين استعفار را نمي خواند جز آنكه خداوند گناهانش را آمرزيده و حوائج مشروعش را بر آورده مي سازد، و به بركت اين استغفار مال و فرزندانش را افزايش مي يابد. الصحيفة العلويّة الجامعة، ص ١٦٤ دعاي شماره ٧٠ تأليف سيد محمد باقر ابطحي، چاپ: قم ـمؤسّسة الإمام المهدي.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلَّ ذَنْبٍ قَوِيَ عَلَيْهِ بَدَني
پروردگارا ! طلب بخشش مي كنم از هرگناهي كه در اثر سلامتي كه به من دادي بر آن
بِعافِيَتِكَ، اَوْ نالَتْهُ قُدْرَتي بِفَضْلِ نِعْمَتِكَ، اَوْ بَسَطْتُ
گناه نيرو گرفتم و بوسيله نعمتهاي تو بر آنگناه، توانمند شدم و يا در اثر فراواني
اِلَيْهِ يَدي بِسابِغِ رِزْقِكَ، اَوْ اِتَّكَلْتُ فيهِ عِنْدَ خَوْفي
روزي به گناهان جرأت يافتم و به هنگام ترس از گناه به مهلتي كه به من داده بودي
مِنْهُ عَلي اَناتِكَ اَوْ اِحْتَجَبْتُ فيهِ مِنَ النّاسِ بِسِتْرِكَ،
تكيه زدم و يا در سايه پرده پوشي تو، گناهم را از مردم مخفي كردم
اَوْ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِكَ عَلَيَّ فيهِ بِحِلْمِكَ، اَوْ عَوَّلْتُ
و از قهر و غضب تو، به حلم و بردباري تو خاطرجمع شدم و بر كرم و بخشش تو
فيهِ عَلي'كَرَمِ عَفْوِكَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ
دل بستم. پروردگارا ! طلب بخشش مي كنم از هر گناهي كه در امانت خويش
خُنْتُ فيهِ اَمانَتي، اَوْ بَخَّسْتُ بِفِعْلِهِ نَفْسي، اَوْ
خيانت كردم و يا خود را در برابر گناه به اندك لذت نفساني فروختم
اِحْتَطَبْتُ بِهِ عَلي بَدَني، اَوْ قَدَّمْتُ فيهِ لَذَّتي، اَوْ
و يا بدنخود را هيزم آتش دوزخ ساختم و يا لذتهاي نفساني خود را بر اوامر مقدّم
اثَرْتُ فيهِ شَهْوَتي، اَوْ سَعَيْتُ فيهِ لِغَيْري، اَوْ
داشتم يا شهوت خود را بر رضاي تو ترجيح دادم و يا بخاطر ديگران كوشيدم
اِسْتَغْوَيْتُ اِلَيْهِ مَنْ تَبَعَني اَوْ كايَدْتُ فيهِ مَنْ مَنَعَني،
و يا دنباله روندگان خود را گمراه ساختم يا آنممانعت كنندگان خود را فريب دادم
اَوْ قَهَرْتُ عَلَيْهِ مَنْ عاداني، اَوْ غَلَبْتُ عَلَيْهِ بِفَضْلِ
و يا خوار كردم آنكه با من دشمني كرد و با انواع مكر و حيله به دشمنانم چيره شدم
حيلَتي، اَوْ اَحَلْتُ عَلَيْكَ مَوْلايَ، فَلَمْ تَغْلِبْني عَلي
و با تو نيز از در مكر و حيله بر آمدم ولي مرا دچار غضب خود نساختي
فِعْلي، اِذْ كُنْتَ كارِهالِمَعْصِيَتي فَحَلُمْتَ عَنّي، لكِنْ
آنگاه كه از گناهانم ناراحت بودي، بردباري نمودي. آري!
سَبَقَ عِلْمُكَ فِيَّ بِفِعْلي ذلِكَ، لَمْ تُدْخِلْني يارَبِّ فيهِ
از روز ازل از گناهانم آگاه بودي و اين آگاهي تو مرا به گناه مجبور نساخت
جبْرا، وَلَمْ تَحْمِلْني عَلَيْهِ قَهْرا، وَلَمْ تَظْلِمْني فيهِ شَيْئا
و به زور بر من اين گناهان را تحميل نكرد و بر من ستم روا نداشتي
فَاَستَغْفِرُكَ لَهُ وَلِجَميعِ ذُنُوبي اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ
از آن گناه و تمام گناهانم، طلب مغفرت مي كنم. پروردگارا ! استغفار مي كنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ اِلَيْكَ مِنْهُ وَاَقْدَمْتُ عَلي فِعْلِهِ
از هر گناهي كه از آن توبه نمودم ولي دوباره مرتكب آن شدم
فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْكَ وَاَنَا عَلَيْهِ، وَرَهِبْتُكَ وَاَنَا فيهِ
واز تو حيا نمودم ولي آلوده شدم واز تو مي ترسيدم، ولي اجتناب نمي كردم
تَعاطَيْتُهُ وَعُدْتُ اِلَيْهِ، اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
و به تو قول ترك گناه دادم ولي دوباره برگشتم. پروردگارا ! استغفار مي كنم براي هر
كَتَبْتَهُ عَلَيَّ بِسَبَبِ خَيْرٍ اَرَدْتُ بِهِ وَجْهَكَ فَخالَطَني
گناهي كه بر من نوشته اي به سبب كار نيكي كه بخاطر تو آغاز كردم ولي با نيت غير تو
فيهِ سِواكَ وَشارَكَ فِعْلي ما لا يَخْلُصُ لَكَ اَوْ وَجَبَ
مخلوط گرديد و آميخته شد كار من با چيزي خالص براي تو نبود و يا با عملي كه بر من
عَلَيَّ ما اَرَدْتُ بِهِ سِواكَ، وَكَثيرٌ مِنْ فِعْلي مايَكُونُ
واجب بود، غير تو را ارادهنمودمو اكثركارهاي من اين چنيناست.
كَذلِكَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ تَوَرَّكَ عَلَيَّ
پروردگارا ! طلب مغفرت مي كنم بر هر گناهي كه بر من تحميل شده
بِسَبَبِ عَهْدٍ عاهَدْتُكَ عَلَيْهِ اَوْ عَقْدٍ عَقَدْتُهُ لَكَ، اَوْ
به سبب عهدي كه با تو بستم و يا قولي كه به تو دادم و يا
ذِمَّةٍ واثَقْتُ بِها مِنْ اَجْلِكَ لاَِحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، ثُمَّ
پيماني كه بخاطر تو با يكي از مخلوقات تو بستم ولي
نَقَضْتُ ذلِكَ مِنْ غَيْرِ ضَرُورَةٍ لَزِمْتَني فيهِ، بَلْ
تمامي اين عهد و پيمانها را شكستم بدون آنكه مجبور بشوم بلكه
اِسْتَزَلَّني اِلَيْهِ عَنِ الْوَفاءِ بِهِ الاَْشَرُ وَمَنَعَني عَنْ
طغيان من باعث لغزش و بي وفايي من شد و كور دلي من مانع
رِعايَتِهِ الْبَصَرُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ رَهِبْتُ
وفاداري من شد. پروردگارا ! من طلب مغفرت و بخشش مي كنم براي هر گناهي كه از
فيهِ مِنْ عِبادِكَ وَخِفْتُ فيهِ غَيْرَكَ وَاسْتَحَيَيْتُ فيهِ مِنْ
بندگان تو واهمه داشتم و از غير تو مي ترسيدم و از مخلوقات تو حيا مي كردم
خَلْقِكَ ثَمَّ اَفْضَيْتُ بِهِ فِعْلي اِلَيْكَ، اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ
ولي تمام آن كارها را در برابر تو مرتكب مي شدم، خداوندا ! طلب مغفرت مي كنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ اَقْدَمْتُ عَلَيْهِ وَاَنَا مُسْتَيْقِنٌ اَنَّكَ تُعاقِبُ
از هر گناهي كه به آن اقدام كردمبا اينكهيقين داشتمكه تو مرتكب آن گناه را
عَلَي ارْتِكابِهِ فَارْتَكَبْتُهُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
كيفر خواهي داد ولي مرتكب شدم. پروردگارا ! استغفار مي كنم براي هر گناهي كه
ذَنْبٍ قَدَّمْتُ فيهِ شَهْوَتي عَلي طاعَتِكَ وَ اثَرْتُ
شهوت و خواسته هاي نفساني خود را بر اطاعت تو مقدم داشتم و محبت
مَحَبَّتي عَلي اَمْرِكْ، وَاَرْضَيْتُ فيهِ نَفْسي بِسَخَطِكَ
خود را بر دستور تو ترجيح دادم و نفس خويش را با غضب تو راضي كردم
وَقَدْ نَهَيْتَني عَنْهُ بِنَهْيِكَ، وَتَقَدَّمْتَ اِلَيَّ فيهِ بِاِعْذارِكَ
و حال آنكه از همه اينها مرا نهي نموده بودي و راههرگونه عذر را بر من بسته بودي
وَاحْتَجَجْتَ عَلَيَّ فيهِ بِوَعيدِكَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ
و با تهديدهاي خود، حجّت را بر من تمام كرده بودي، خدايا ! استغفار مي كنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ عَلِمْتُهُ مِنْ نَفْسي، اَوْ ذَهَلْتُهُ اَوْ نَسيتُهُ اَوْ
از هر گناهي كه آگانه و يا ناخود آگاه و يا از روي فراموشي،
تَعَمَّدْتُهُ اَوْ اَخْطَأْتُهُ، مِمّا لا اَشُكُّ اَنَّكَ سائِلي عَنْهُ،
و يا عمدي و يا اشتباهي،مرتكب شدم و هيج شكي ندارم كه تو بازخواست مي كني
وَاَنَّ نَفْسي مُرْتَهَنَةٌ بِهِ لَدَيْكَ، وَاِنْ كُنْتُ قَدْ نَسيتُهُ اَوْ
و جان من، در گرو اين گناهان است، اگرچه فراموش كرده ام و يا
غَفَلْتْ نَفْسي عَنْهُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
غفلت نموده ام. پروردگارا ! طلب بخشش مي كنم از هر گناهي كه
واجَهْتُكَ بِهِ وَقَدْ اَيْقَنْتُ اَنَّكَ تَراني، وَاَغْفَلْتُ اَنْ
در برابر تو انجام داده ام و يقين دارم كه تو در حال گناه، مرا مي ديدي و غفلت كردم
اَتُوبَ اِلَيْكَ مِنْهُ، اَوْ نَسيتُ اَنْ اَتُوبَ اِلَيْكَ مِنْهُ، اَوْ
از اينكه توبه كنم و يا فراموش نمودم از آن گناه برگردم يا
نَسيتُ اَنْ اَسْتَغْفِرَكَ لَهُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
فراموش كردم كه از آن گناه استغفار نمايم. پروردگارا! استغفار مي كنم از هر گناهي
دَخَلْتُ فيهِ، وَاَحْسَنْتُ ظَنّي بِكَ اَنْ لاتُعَذِّبَني عَلَيْهِ
كه داخل آن شدم و به تو خوش بين بودم كه مرا بخاطر آن،عذاب نخواهي كرد
وَاَنَّكَ تَكْفيني مِنْهُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
و مرا مورد عنايت خويش قرار خواهي داد. پروردگارا ! استغفار مي كنم از هرگناهي
اسْتَوْجَبْتُ بِهِ مِنْكَ رَدَّ الدُّعاءِ، وَحِرْمانَ الاِْجابِةِ،
كه بخاطر آن، مستحق شدم دعاهايم قبول نشود و از اجابت محروم گردم
وَخَيْبَةَ الطَّمَعِ، وَانْفِساخَ الرَّجاءِ، اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ
و به آرزوهايم نرسم و اميدهايم گسسته شود. پروردگارا ! طلب بخشش مي كنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ يُعَقِّبُ الْحَسْرَةَ، وَيُورِثُ النَّدامَةَ،
از هر گناهي كه باعث حسرتوافسوسي من شود و موجب پشيماني ام گردد
وَيَحْبِسُ الرِّزْقَ، وَيَرُدُّ الدُّعاءَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ
وروزي مرا باز دارد و دعاهاي مرا ردّ كند. پروردگارا ! طلب مغفرتمي كنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ يُورِثُ الاَْسْقامَ وَيُعَقِّبُ الضَّناءَ وَيُوجِبُ
از هر گناهي كه باعث بيماريو مريضي طولاني من شود و موجب
النِّقَمَ وَيَكُونُ آخِرُهُ حَسْرَةً وَنِدامَةً اَللّهُمَّ اِنّي
مكافات من و عاقبت جز افسوس و پشيماني نداشته باشد.پروردگارا !
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِساني، اَوْهَشَّتْ اِلَيْهِ
طلب بخشش مي كنم از هر گناهي كه زبانم آن را ستود و نفسم از آن خوشنود
نَفْسي، اَوْ اِكْتَسَبْتُهُ بِيَدي وَهُوَ عِنْدَكَ قَبيحٌ تُعاقِبُ
گرديد و به دست خود آن را مرتكب شدم و حال آنكه آن گناه، نزد توزشت بود و بر
عَلي مِثْلِهِ وَتَمْقُتُ مَنْ عَمِلَِهُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
همانند آن كيفر مي دهي ومرتكب آن را دشمن مي داري. پروردگارا ! استغفار مي كنم
ذَنْبٍ خَلَوْتُ بِهِ في لَيْلٍ اَوْنَهارٍ، حَيْثُ لايَراني اَحَدٌ
براي هر گناهي كه در شب يا روز ، در خلوت و در جائي كه كسي مرا نمي ديد
مِنْ خَلْقِكَ، فَمِلْتُ فيهِ مِنْ تَرْكِهِ بِخَوْفِكَ اِلي اِرْتِكابِهِ
بجاي ترك آن گناه، بسبب ترس از تو، آن را مرتكب شدم واينبخاطر خوش گماني
بِحُسْنِ الظَّنِّ بِكَ، فَسَوَّلَتْ لي نَفْسِي الاِْقْدامَ عَلَيْهِ
من به تو بود آرينفس منآن را برايم زينت داد و مرا وادار كردبه ارتكاب گناه
فَواقَعْتُهُ، وَاَنَا عارِفٌ بِمَعْصِيَتي لَكَ فيهِ اَللّهُمَّ اِنّي
در حاليكه مي دانستم آن عصيان، نافرماني توست. خدايا! از تو
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اسْتَقْلَلْتُهُ اَوِاسْتَصْغَرْتُهُ، اَوِ
آمرزش مي خواهمبراي هر گناهي كه آن راكوچك دانستم و يا سبك شمردم
اسْتَعْظَمْتُهُ وَتَوَرَّطْتُ فيهِ، اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
يا بزرگ انگاشتم ، وليمرتكب آن گرديدم، خدايا از تو آمرزش مي خواهم براي هر
ذَنْبٍ ما لَئْتُ فيهِ عَلي اَحَدٍ مِنْ بَرِيَّتِكَ، اَوْ زَيَّنْتُهُ
گناهي كه در آن، به يكي از بندگانت ياري كردم ، يا براي خود آن را تزيين دادم،
لِنَفْسي، اوْ اَوْ مَأْتُ بِهِ اِلي غَيْري، وَدَلَلْتُ عَلَيْهِ
يا آن را به ديگري اشاره نموده و ديگران را به آن راهنمايي كردم ،
سِوايَ، اَوْ اَصْرَرْتُ عَلَيْهِ بِعَمْدي، اَوْ اَقَمْتُ عَلَيْهِ
يا عمدا بر آن اصرار ورزيدم، يا با حيله ومكر بر انجامشادامه
بِحيلَتي اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اسْتَعَنْتُ عَلَيْهِ
دادم. خدايا! از تو آمرزش مي خواهم براي هر گناهي كه با مكر وحيلهياري جستم
بِحيلَتي بِشَيْ ءٍ مِمّا يُرادُ بِهِ وَجْهُكَ، اَوْ يُسْتَظْهَرُ بِمِثْلِهِ
بوسيله كاري كه برايرضاي بايد انجام مي گرفت ، يا به مانند آن بر طاعت تو بايد
عَلي طاعَتِكَ، اَوْ يُتَقَرَّبُ بِمِثْلِهِ اِلَيْكَ، وَوارَيْتُ عَنِ
ياري جسته مي شد، يا به مانند آن به تو بايد نزديك مي شد، و آن گناه را از مردم پنهان
النّاسِ وَلَبَّسْتُ فيهِ، كَاَنّي اُريدُكَ بِحيلَتي، وَالْمُرادُ
داشتم و امر را بر آنان مشتبه گرداندم، گويا با حيله مي خواستم بنمايانم كه قصدم
بِهِ مَعْصِيَتُكَ وَاَلهَوي فيهِ مُتَصَرِّفٌ عَلي غَيْرِ طاعَتِكَ
رضاي توست، در حاليكه نافرماني تو بود، هواي نفس آن كار رابراي نافرماني تو انجام
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ كَتَبْتَهُ عَلَيَّ بِسَبَبِ
مي داد. خدايا! از تو آمرزش مي خواهم براي هر گناهي كه آنرا برايم نوشته اي، به سبب
عُجْبِ كانَ بِنَفْسي اَوْ رِياءٍ اَوْ سُمْعَةٍ، اَوْ خُيَلاءَ اَوْ
خودپسندي نسبت به خود ، يا بخاطر رياء يا به خود نمايي يا تكبّر ،
فَرَحٍ اَوْ مَرَحٍ، اَوْ اَشَرٍ اَوْ بَطَرٍ، اَوْ حِقْدٍ اَوْ حَمِيَّةٍ، اَوْ
يا ناسپاسي، يا شادماني بي مورد، يا طغيان در نعمت يا كينه ، يا تعصّب
غَضَبٍ اَوْ رِضًي، اَوْ شُحٍّ اَوْ بُخْلٍ، اَوْ ظُلْمٍ اَوْ خِيانَةٍ،
يا غضب ، يا از خود راضي شدن، ياتنگ نظري، يا بخل ،يا ظلم ، يا خيانت،
اَوْ سِرْقَةٍ اَوْ كِذْبٍ، اَوْ لَهْوٍ اَوْ لَعْبٍ ، اَوْ نَوْعٍ مِنْ اَنْواعِ
يا دزدي ، يا دروغ، يا كارهاي بيهوده ، يا هوسراني، يا به نوع از انواعيكه بمانند
ما يُكْتَسَبُ بِمِثْلِهِ الذُّنُوبُ، وَيَكُونُ بِاجْتِراحِهِ
آن گناه انجام مي گيرد و با ارتكاب آن، انسان به هلاكت مي رسد
الْعَطَبُ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ سَبَقَ في
خدايا! از تو آمرزش مي خواهم براي هر گناهي كه در علمت مقدّر شده
عِلْمِكَ اَنّي فاعِلُهُ فَدَخَلْتُ فيهِ بِشَهْوَتي وَاجْتَرَحْتُهُ
كه من آن را مرتكب مي گردم، و با ميل نفساني خودم بر آن گناه وارد شده و به اراده
بِاِرادَتي، وَقارَفْتُهُ بِمَحَبَّتي وَلَذَّتي وَمَشِيَّتي، وَشِئْتُهُ
خود آنرا مرتكب گرديدم، و با محبت و لذتآنرا انجام داده، و آن گناه را خواستم
اِذْ شِئْتَ اَنْ اَشاءَهُ، وَاَرَدْتُهُ اِذْ اَرَدْتَ اَنْ اُريدَهُ،
زيرا تو خواستي كه آنرا بخواهم، و اراده نمودم آنگاه كه اراده نمودي تا آنرا اراده
فَعَمِلْتُهُ اِذْ كانَ في قَديمِ تَقْديرِكَ وَنافِذِ عِلْمِكَ اَنّي
نمايم، و آنرا مرتكب گرديدم زيرا در تقدير ازلي و علم نافذ تومقدّر شده بود كه آنرا
فاعِلُهُ، لَمْ تُدْخِلْني فيهِ جَبْرا، وَلَمْ تَحْمِلْني عَلَيْهِ
انجام دهم، به اجبار مرا در آن گناه وارد نساختي، و به زور بر من تحميل ننمودي،
قَهْرا، وَلَمْ تَظْلِمْني فيهِ شَيْئا، فَاَسْتَغْفِرُكَ لَهُ وَلِكُلِّ
و در ارتكار آن گناه بمن ستم روا نداشتي، پس براي آن گناه وهر گناهي كه علم تو به
ذَنْبٍ جَري بِهِ عِلْمُكَ عَلَيَّ وَفِيَّ اِلي آخِرِ عُمْري
آن تعلق گرفته كه تاآخرعمر آنرا مرتكب مي شوم از تو استغفار و طلب آمرزش دارم
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ مالَ بِسَخَطي فيهِ عَنْ
خدايا! از تو آمرزش مي خواهم براي هر گناهي كه بوسيله غضبم مرا از خشنوديت دور
رِضاكَ، وَمالَتْ نَفْسي اِلي رِضاكَ فَسَخِطْتُهُ، اَوْ
ساخت، و قلبم به خشنوديت مايل گرديد ولي از آن بدم آمد ، يا
رَهِبْتُ فيهِ سِواكَ، اَوْ عادَيْتُ فيهِ اَوْلِياءَكَ، اَوْ والَيْتُ
از غير تو در آن هراس داشتم ، يا در آن با اولياي تو به دشمني پرداخته، يا با دشمنانت
فيهِ اَعْداءَكَ، اَوِ اخْتَرْتُهُمْ عَلي اَصْفِياءِكَ، اَوْ خَذَلْتُ
دوستي برقرار نمودم، يا دشمنانت را بر برگزيدگانت ترجيح دادم، يا دوستانت را خوار
فيهِ اَحِبّاءَكَ اَوْ قَصَّرْتُ فيهِ عَنْ رِضاكَ يا خَيْرَ
گرداندم، يا در آن از بدست آوردن رضايت تو كوتاهي كردم، اي بهترين
الْغافِرينَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ اِلَيْكَ
آمرزندگان. خدايا! از تو آمرزش مي خواهم براي هر گناهي كه از آن بسويت توبه
مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فيهِ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما اَعْطَيْتُكَ مِنْ نَفْسي
نموده ولي دوباره آن را مرتكب شدم، از تو آمرزش مي خواهم براي پيمانهائي
ثُمَّ لَمْ اَفِ بِهِ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِلنِّعْمَةِ الَّتي اَنْعَمْتَ بِها
كه با تو بستم ولي وفا ننمودم، و از تو آمرزش مي خواهم براي نعمتهائي كه بمن عنايت
عَلَيَّ، فَقَوَّيْتُ بِها عَلي مَعْصِيَتِكَ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
نمودي و به وسيله آن نعمتها بر گناهت ياري جستم، و از تو آمرزش مي جويم براي
خَيْرٍ اَرَدْتُ بِهِ وَجْهَكَ فَخالَطَني ما لَيْسَ لَكَ وَ
كارهاي نيكي كهقصدم رضاي تو بود ولي غير تو در آن داخل شد.
اَسْتَغْفِرُكَ لِما دَعاني اِلَيْهِ الرُّخَصُ فيَما اشْتَبَهَ عَلَيَّ
و از تو آمرزش مي خواهم از آنچه مجوّزات تو در امور مشتبه مرا به كارهايي وا داشت
مِمّا هُوَ عِنْدَكَ حَرامٌ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِلذُّنُوبِ الَّتي
كه نزد تو حرام بود، و از تو آمرزش مي خواهم از آن گناهاني كه
لايَعْلَمُها غَيْرُكَ وَلايَطَّلِعُ عَلَيْها سِواكَ، وَلايَحْتَمِلُها
جز تو بدان آگاه نيست و از آن مطلّع نمي باشد، و جز بردباري تو چيزي آن را تحمّل
اِلاّ حِلْمُكَ وَلايَسَعُها اِلاّ عَفْوُكَ وَاَسْتَغْفِرُكَ وَاَتُوبُ
نمي كند، و جز عفو گسترده تو چيزي آن را فرانمي گيرد، پروردگارا از تو آمرزش
اِلَيْكَ مِنْ مَظالِمَ كَثيرَةٍ لِعِبادِكَ قِبَلي، يا رَبِّ فَلَمْ
خواسته و به سويت توبه مي كنم از ظلمها وحقوق بسياري كه از بندگانت نزد من هست
اَسْتَطِعْ رَدَّها عَلَيْهِمْ وَتَحْليلَها مِنْهُمْ، اَوْ شَهِدُوا
چون نيستند نمي توانم آن حقوق را به آنان بر گردانم و از خود راضي كنم ، يا هستند
فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ اِسْتِحْلالِهِمْ وَالطَّلَبِ اِلَيْهِمْ وَاِعْلامِهِمْ
ولي خجالت مي كشم از آنان حليّت بگيرم و از آنان طلب بخشش نمايم وآ نان را به
ذلِكَ، وَاَنْتَ الْقادِرُ عَلي اَنْ تَسْتَوْهِبَني مِنْهُمْ
اين حقوق آگاهشان سازم و تو قادري از آنان بخواهي كه مرا ببخشند
وَتُرْضِيَهُمْ عَنّي كَيْفَ شِئْتَ، وَبِما شِئْتَ يا اَرْحَمَ
از من راضي گردند، بهر گونه كه بخواهي و در مقابل هرچه كه بخواهي، اي
الرّاحِمينَ وَاَحْكَمَ الْحاكِمينَ وَخَيْرَ الْغافِرينَ اَللّهُمَّ
مهربانترين مهربانان ، و بهترين حكم كنندگان ، و بهترين بخشندگان خداوندا!
اِنَّ اسْتِغْفاري اِيّاكَ مَعَ الاِْصْرارِ لَوْمٌ، وَتَرْكِيَ
اين استغفار من با اصرار بر گناه، مايه سرزنش و توبيخ من است، و ترك استغفار
الاِْسْتِغْفارَ مَعَ مَعْرِفَتي بِسَعَةِ جُودِكَ وَرَحْمَتِكَ عَجْزٌ،
با شناختي كهاز گستردگي جود و رحمتت دارم مايه ناتواني من است، پروردگارا چه بسيار بمن
فَكَمْ تَتَحَبَّبُ اِلَيَّ يا رَبِّ وَاَنْتَ الْغَنِيُّ عَنّي، وَكَمْ
محبت ها مي نمايي در حاليكه از من بي نيازي، و چه بسيار باتودشمني مي ورزم در حاليكه به تواَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ وَاَنَا الْفَقيرُ اِلَيْكَ وَاِلي رَحْمَتِكَ، فَيامَنْ وَعَدَ فَوَفَي وَاَوْعَدَ فَعَفا،
و به رحمتت نيازمندم، پس اي آنكه وعده نمودي و وفا كردي ، و تهديد نمودي و از آن
اِغْفِرْلي خَطايايَ وَاعْفُ وَارْحَمْ وَاَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ
گذشتي،خطاهايم را ببخش و از من در گذر و مرا مشمول رحمتت قرار ده، و تو بهترين مهرباناني.
ترجمه: سيد محمد حسيني قزويني
لينك pdf اين دعا:
http:/www.valiasr-aj.com/lib/esteghfar.pdf