يادداشت - يادداشت - الصفحة ٢٠٢ - سالروز رحلت شيخ بطحاء، عمو و حامي پيامبر اكرم و پدر اميرالمومنين (ع)
سالروز رحلت شيخ بطحاء، عمو و حامي پيامبر اكرم و پدر اميرالمومنين (ع)
کد مطلب: ٦٠٤١ تاریخ انتشار: ٢٧ تير ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٢٤١٤ يادداشت » عمومي سالروز رحلت شيخ بطحاء، عمو و حامي پيامبر اكرم و پدر اميرالمومنين (ع) برخي از نويسندگان سنّي براي اين كه بهتر بتوانند ابوطالب را تكفير كنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر كشانيده و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مومن قلمداد نموده اند.
اتهام كفر به ابوطالب، با هدف طعن به اميرمومنان
جاي شك نيست كه هرگاه يك دهم گواههايي را كه بر ايمان و اسلام ابوطالب داريم، درباره يك فرد ديگر دور از گود سياست، كينه و بغض داشتيم، همگي از سني و شيعه بالاتفاق اسلام و ايمان او را تصديق مي كرديم، ولي چطور شده كه با بودن دهها گواه محكم بر ايمان او، باز گروهي وي را تكفير كرده و حكم به كفر و عذاب وي نموده اند. گفته اند كه برخي آيات كه مشعر بر عذاب است، در حق او نازل گرديده است و گروهي در اين باره توقف نموده و عده ي انگشت شماري از دانشمندان سني، حكم به اسلام و ايمان او نموده اند، از آن جمله است "زيني دحلان" مفتي مكه ( متوفي سال ١٣٤٨) و ...
ولي بايد انصاف داد كه هدف از طرح اين مساله، جز طعن در فرزندان ابوطالب و بالاخص اميرمومنان چيز ديگري نيست.
برخي از نويسندگان سنّي براي اين كه بهتر بتوانند ابوطالب را تكفير كنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر كشانيده و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مومن قلمداد نموده اند.
ما فعلا كار نداريم كه كافر دانستن پدر و مادر پيامبر با اتفاق اماميه و زيديه و گروهي از علماي سني مخالف است، ولي سخن درباره كساني ست كه به آساني قلم برداشته و يگانه حامي و مدافع رسول خدا را متهم به كفر نموده اند.
دلايل ايمان ابوطالب
طرز تفكر و عقيده هر شخص را از سه راه زير مي توان به دست آورد:
١- بررسي آثار علمي و ادبي كه از او به يادگار مانده است.
٢- طرز رفتار و كردار او در ميان جامعه.
٣- عقيده دوستان و نزديكان بي غرض او در حق وي.
ما مي توانيم عقيده و ايمان ابوطالب را از ساره ياد شده، اثبات كنيم.
اشعار و سروده هاي وي كاملا گواهي بر ايمان و اخلاص او مي دهد. خدمات ذيقيمت او در ده سال آخر عمر خود، گواه محكمي بر ايمان فوق العاده اوست. عقيده نزديكان بي غرض وي نيز اين است كه او يك فرد مسلمان و با ايمان بوده است و هرگز كسي از دوستان او اقوام او در حق وي چيز ديگري نگفته است. اينك موضوع را از سه طريق فوق مورد بررسي كامل قرار مي دهيم.
ذخاير علمي و ادبي ابوطالب
ما از ميان قصائد طولاني وي، قطعاتي چند انتخاب نموده و براي روشن شدن مطلب ترجمه آنها را نيز مي نگاريم.
ليعلم ان خيار الناس محمدا / نبي كموسي و المسيح بن مريم
اتانا بهـدي مثل ما اتيــــا به / فكل بامرالله يهدي و يعصــــم (١)
ترجمه: اشخاص شريف و فهميده بدانند كه، محمد بسان موسي و مسيح پيامبر است. همان نور آسماني را كه آن دو نفر در اختيار داشتند، او نيز دارد. و تمام پيامبران به فرمان خدا مردم را راهنمايي و از گناه بازمي دارند.
تمنيتم ان تقتـــــلوه و انــــما / امانيـــــكم هذي كاحــــلام نائم
نبي اتاء الوحي من عند ربه / و من قال لا يقرع بها سن نادم (٢)
ترجمه: سران قريش! تصور كرده ايد كه مي توانيد بر او دست يابيد در صورتي كه آرزويي را كه در سرمي پرورانيد، كمتر از خواب هاي آشفته نيست! او پيامبر است وحي از ناحيه ي خدا بر او نازل مي گردد و كسي كه بگويد نه، انگشت پشيماني به دندان خواهد گرفت.
الم تعلموا انا وجدنا محمدا / رسولا كموسي خط في اول الكتب
و ان عليه في العباد محبـة / ولا حيف فيمن خصــــه الله بالحب (٣)
ترجمه: قريش! آيا نمي دانيد كه ما او ( محمد) را مانند موسي پيامبر مي دانيم و نام و نشان او در كتاب هاي آسماني قيد گرديده است و بندگان خدا محبت مخصوصي به وي دارند و نبايد درباره كسي كه خدا محبت او را در دل ها به وديعت نهاده، تاسف خورد.
والله لن يصــلوا اليك بجمعهـــــم / حتي اوســـد في التراب دفينـــــا
فاصدع بامرك ماعليك غضاضة / و ابشر بذاك و قر منك عيونا
و دعوتنــي و علمت انك ناصحي / و لقد دعوت و كنت ثم امينــــا
و لقــد علمــت ان دين محـــــــــمد / من خيــر اديان البــرية دينــــا (٤)
ترجمه: اي برادر زاده ام! هرگز قريش به تو دست نخواهد يافت و تا آن روزي كه لحد را بستر كنم و در ميان خاك بخوابم دست از ياري تو برنخواهم داشت. به آنچه ماموري آشكار كن، از هيچ چيز مترس و بشارت ده و چشماني را روشن ساز، مرا به آئين خود خواندي و مي دانم كه تو پند دهنده ي من هستي و در دعوت خود امين و درستكاري، حقا كه كيش محمد از بهترين آئين هاست.
او تومنوا بكتاب منزل عجب / علي نبي كموسي او كذي النون (٥)
ترجمه: يا اين كه به قرآن سراپا عجب و شگفتي ايمان بياوريد كه بر پيامبري مانند موسي و يونس نازل گرديده است.
هريك از اين قطعات، قسمت كوچكي از قصائد مفصل و سراپا ادب و نغز ابوطالب است كه ما به عنوان گواه، برجسته هاي آنها را كه صريحا ايمان او را به كيش برادرزاده اش مي رساند، انتخاب نموديم.
و از قصيده ي لاميه ابوطالب كه معروف اهل تاريخ و ادب است، تنها ابن هشام در جلد٢، صفحه٢٨٦، نود و چهار بيت آن را نقل نموده است و اين قصيده از نظر فصاحت و بلاغت كمتر از معلقات سبع نيست، طالبان تحقيق به سيره ابن هشام مراجعه فرمايند.
خلاصه سخن
هريك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آنها كافي ست و اگر گوينده اين ابيات يك فرد خارج از محيط اغراض و تعصبات بود، همگي بالاتفاق، به ايمان و اسلام سراينده ي آن، حكم مي كرديم ولي از آنجا كه سازنده ي آنها "ابوطالب" است و دستگاه هاي تبليغاتي سازمان هاي سياسي اموي و عباسي همواره برضد آل ابي طالب كار مي كرد، از اين نظر گروهي نخواسته اند، يك چنين فضيلت و مزيتي را براي ابوطالب اثبات كنند.
وانگهي وي پدر علي ست و هميشه چرخ هاي سياست، پس از مرگ پيامبر، برضد او گردش مي كرد و اسلام و ايمان پدر وي فضيلت بارزي نسبت به او حساب مي شود و كفر و شرك پدران خلفاي ديگر، منقصتي نسبت به خلفا به حساب مي آمد. براي اين كه تمام خلفا در يك صف قرار گيرند، و هيچكدام را بر ديگري مزيتي نباشد، عليرغم تمام اين سروده ها و گفتارها و كردارهاي صادقانه، گروهي به تكفير وي برخاسته حتي به آن اكتفا نكرده و ادعا كرده اند كه آياتي درباره ابوطالب كه حاكي از كفر اوست، نازل شده است.
راه دوم براي اثبات ايمان او
راه دوم: طرز رفتار او با پيامبر، و نحوه ي فداكاري و دفاع او از ساحت اقدس رسول خداست، و هركدام از آن خدمات مي تواند آئينه ي فكر و روشنگر روحيات او باشد، زيرا:
ابوطالب شخصيتي ست كه راضي نشد، برادرزاده ي او دلشكسته شود و عليرغم تمام موانع و نبود امكانات، زحمت بردن او را به شام همراه خود، پذيرفت.
پايه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن پايه است كه او را همراه خود به مصلي برده و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبيد.
وي در راه حفظ رسول خدا از پاي ننشست، و سه سال دربدري و زندگي در شكاف كوه و اعماق درّه را بر رياست و سيادت مكه، ترجيح داد، تا آنجا كه اين دربدري سه ساله، او را فرسوده ساخت، مزاج خود را از دست داد و پس از چند روزي، پس از مراجعت به مكه، بدرود زندگي گفت.
ايمان او به رسول خدا به قدري قرص و محكم بود كه راضي بود تمام فرزندان گرامي وي كشته شوند ولي او زنده بماند، علي را در رختخواب وي مي خوابانيد تا اگر سوء قصدي دركار باشد، به وي اصابت نكند، بالاتر از آن، روزي حاضر شد، تمام سران قريش به عنوان انتقام كشته شوند، و طبعا تمام قبيله بني هاشم نيز كشته مي شدند.
وصيت ابوطالب هنگام مرگ
وي در هنگام مرگ خود، به فرزندان خود چنين گفت: من "محمد" را به شما توصيه مي كنم، زيرا او امين قريش و راستگوي عرب، و حائز تمام كمالات است؛ آئيني آورده كه دل ها بدان ايمان آورده، اما زبان ها از ترس شماتت، به انكار آن برخاسته است؛ من دارم مي بينم كه افتادگان و ضعيفان عرب، به حمايت او برخاسته و به او ايمان آورده اند و محمد به كمك آنها بر شكستن صفوف قريش، قيام نموده است، سران قريش را خوار، خانه هاي آنان را ويران، و بي پناهان آنها را قوي و نيرومند و مصدر كار نموده است. سپس گفته هاي خود را به جمله هاي زير پايان داد:
اي خويشاوندان من، از دوستان و حاميان حزب او (اسلام) گرديد، هركسي پيروي او نمايد، سعادتمند مي گردد، هرگاه اجل مرا مهلت داد، من از او حوادث و مكاره روزگار را دفع مي نمودم (٥).
ما شك نداريم كه وي در اين آرزو راستگو بوده، زيرا خدمات و جان فشاني هاي خصوص ده ساله او گواه صدق گفتار اوست، چنان كه گواه صدق وعده اي ست كه وي در آغاز بعثت به محمد (ص) داد؛ زيرا روزي كه پيامبر (ص) تمام اعمام و خويشاوندان خود را دور خود جمع كرد و آئين اسلام را به آنها معروض داشت، ابوطالب به او گفت: برادرزاده ام! قيام كن، تو والامقامي، حزب تو از گرامي ترين حزب هاست، تو فرزند مرد بزرگي هستي، هرگاه زباني تو را آزار دهند، زبان هاي تيزي به دفاع تو برمي خيزند، شمشير هاي برنده اي آنها را مي ربايند، به خدا سوگند اعراب مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش، در پيشگاه تو خاضع خواهند شد.
آخرين راه
خوبست ايمان و اخلاص ابوطالب را از نزديكان بي غرض او بپرسيم، زيرا "اهل خانه بهتر مي دانند كه د رخانه چيست"
١- وقتي علي خبر مرگ ابوطالب را به پيامبر داد، وي سخت گريست و به علي دستور غسل و كفن و دفن صادر نمود و از خدا براي او طلب مغفرت نمود (٦).
٢- در محضر امام چهارم سخن از ايمان ابوطالب به ميان آمد، وي فرمود: در شگفتم كه چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند، در صورتي كه هيچ زن مسلماني نبايست بعد از اسلام آوردن، در حباله ي نكاح شوهر كافر خود بماند، و فاطمه بنت اسد، از سابقات در اسلام است و از آن زناني ست كه خيلي جلوتر به پيامبر ايمان آورد، و همين زن مسلمان در نكاح ابوطالب بود كه رخ در نقاب خاك كشيد.
٣- امام باقر مي فرمايد: ايمان "ابوطالب" برايمان بسياري از مردم ترجيح دارد و اميرمومنان دستور مي داد از طرف وي حج به جا آورند (٧).
٤- امام صادق فرمود: حضرت ابوطالب بسان اصحاب كهف است، در دل ايمان داشتند و تظاهر به شرك مي نمودند. از اين جهت دوبار ماجور خواهند بود (٨).
نظر دانشمندان شيعه
علماء اماميه به پيروي از اهل بيت، همگي اتفاق نظر دارند كه ابوطالب يكي از افراد برجسته ي اسلام بوده و روزي كه جان از بدنش خارج گرديد، دلي مالامال از ايمان و اخلاص به اسلام و مسلمانان داشت و در اين باره كتاب ها و رساله هاي زيادي نوشته اند.
منبع : فروغ ابديت، جلد ١ ص٢٩٨ الي ٣٠٤
پاورقي
١- درك حاكم نيشابوري، جلد٢، صفحه٦٢٣
٢- ديوان ابوطالب، صفحه ٣٢ و از منابع اهل سنت: سيره ابن هشام، جلد١، صفحه٣٧٣
٣- همان
٤- تاريخ ابن كثير، جلد٢، صفحه٤٢
٥- سيره حلبي، جلد١، صفحه٣٩٠
٦- شرح حديدي، جلد١٤، صفحه٧٦
٧- شرح نهج البلاغه، جلد١٤، صفحه٦٨
٨-اصول كافي، ص ٢٤٤