يادداشت - يادداشت - الصفحة ٥٨ - نگاهي به غدير در احاديث و روايات غدير، ولايت عشق
نگاهي به غدير در احاديث و روايات: غدير، ولايت عشق
کد مطلب: ٥٨٩٤ تاریخ انتشار: ١٦ شهریور ١٣٩٦ - ١٢:٠٠ تعداد بازدید: ٦٥٦٩ يادداشت » عمومي نگاهي به غدير در احاديث و روايات: غدير، ولايت عشق
«يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين» صدق الله العلي العظيم.
سوره مباركه مائده/ آيه شريفه ٦٧
بي ترديد اين كريمه به عنوان حيات نوين اسلام به شمار مي آيد و ارزش و جايگاه آن در قرآن كريم به عنوان اكمال دين و ختم نبوت و محور اصلي رسالت پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله و صحبه الاوفياء گرديد.
نگارنده اين مقال بر آن است تا به ياري حضرت حق و عنايت رسول حق و پادشاه ملك سخن و امير ملك جود حضرت علي بن ابي طالب أسدالله الغالب كرم الله وجهه در سخن را در گلزار ادب و قرآن مرصوف نمايد.
آيه ٦٧ از سوره مباركه مائده اشاره مستقيم به ولايت بلافصل حضرت امير بعد از رحلت حضرت رحمه للعالمين دارد. جناب أبوالفضل آلو سي صاحب تفسير «روح المعاني» در جلد ٦ صفحه ١٩٣ از تفسير خود كه از كتب معتبر تفسيري نزد اهل سنت است، مي نويسد: «ابن عباس گفت: اين آيه پيرامون علي بن ابي طالب كرم الله وجهه نازل شده و خداوند سبحان خواست مردم را از ولايت او خبر دهد» و در جلد ٦ صفحه ١٩٥ مي نويسد: «الشيخان لم يرو يا خبرالغدير في صحيحهما لعدم وجدانهما» به دليل دست نيافتن به منابع و معرفت درست اين خبر را در صحيح خود روايت نكردند و در صفحه ١٩٧ همين مجلد مي افزايد: «و أهل السنه قائلون بذلك حين امامته و وجهه تخصيص الامير كرم الله وجهه» اهل سنت به امامت و اختصاص ولايت به آقا اميرالمؤمنين اعتقاد دارند.
عضدالدين ايجي از ائمه و بزرگان رجالي اهل سنت در كتاب «المواقف» جلد ٣ صفحه ٦١٦ آورده است: «بعضي چون ابن ابي داوود سجستاني و ابو حاتم رازي خواستند پيرامون غدير شبهه وارد كنند و موضوع غدير را ابطال نمايند و گفتند: «روز غدير علي در يمن بود» كه پاسخ داده مي شود: اين سخن رد است و با اصل حديث (من كنت مولاه فهذا علي مولاه) منافاتي ندارد و رفع شبهه گردد كه مولي (مفعل) به معني أولي (أفعل) از هيچ لغوي و نحوي زبان و ادبيات عربي نقل نشده و معناي (مولا) (ناصره) ياريگر است.
حديث «غدير» در كتب معتبر اهل سنت
المعجم الكبير/ ابوالقاسم طبراتي/ ج٥/ ص ١٩٤
لسان الميزان/ ابوالفضل عسقلاتي شافعي/ ج٢/ ص ٢٨٨
إجابه السائل/ محمدبن اسماعيل امير صنعاني/ ج ١/ ص ٩٩
المحصول في علم الأصول حسين رازي/ انتشارات دانشگاه امام محمد بن سعود رياض/ ج ٤/ ص ٤١٠
منهاج السنه/ ابن تيميه/ ج ٧/ ٣١٤ ، ٣١٥و ٣١٧
سنن ابن ماجه/ ج١/ ص ٤
سنن ترمذي/ج/٥ص٢٩٧
مسند أحمد حنبل/ ج١/ ص٣٣١ ، ١٥٢ ، ،١١٩ ،١١٨ ٨٤/ ج٤ ص ٣٧٢ ، ٣٧٠ ، ٣٦١ ، ٢٨١/ ج٥ ص ٤١٩ ، ٣٧٠ ، ٣٦٦ ، ٣٤٧
الآحاد و المثاني/ ابوبكر شيباني/ ج٤/ ص ٣٢٥
سنن كبري نسايي/ ج ٥ ص ١٣٠ ، ١٠٨ ، ٤٥
مسند ابي يعلي/ ج ١/ ص ٤٢٩. / ج ١١/ ص ٣٠٧
كنزالعمال/ حسام الدين متقي/ ج١/ ص ١٨٧/ ج٥/ ص ٢٩٠/ ج١١ ص ٦٠٨ ، ٦٠٣ ، ٣٣١
واژه «ولي» در قرآن كريم
اين واژه در قرآن كريم به گونه هاي متفاوت آمده است در سوره مباركه بقره آيه ٢٥٧ آمده است «الله ولي الذين آمنوا» و در سوره مباركه مائده آيه ٥٥ خداوند مي فرمايد «إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكاه و هم راكعون» و در جانب ديگر با كريمه اول سوره مباركه ممتحنه برخورد مي كنيم «يا أيها الذين آمنوا لاتتخذوا عدوي و عدوكم اوليا».
راغب اصفهاني صاحب كتاب شريف «مفردات القرآن» در صفحه ١٦١٧ مي نويسد: «الولي: المطيع و المحب» ولي يعني: پيرو و دوستدار و ابوبكر كلاباذي در جلد ١ صفحه ٧٤ كتاب خود «التعرف لمذهب التصوف» همين معنا را بيان نمود و مي افزايد: «يقال للمؤمن ولي الله» به مؤمن ولي خدا گفته مي شود. محمدعلي صابوني در مختصر ابن كثير نوشته: «المؤمن ولي الله اين كان و حيث كان» مؤمن ولي خداست هرجا باشد و هرچه باشد. با قدري تأمل و درايت
در مي يابيم كه خداوند خود و رسول خويش و مؤمناني كه نمازگزار و زكات دهنده مي باشند را دوستداران بشريت معرفي مي كند.
پاسخ به يك شبهه
بعضي از نكته سنجان با برخورد به عبارت آرام بخش «اشهد ان عليا ولي الله» حضرت امير را به عنوان «سرپرست خداوند» ترجمه مي كنند و اين ناشي از كم دقتي و بي انصافي و عدم رعايت امانت هاي علمي در عبارت فوق است. اين شبهه در صورتي درست است كه «اشهد أن عليا مولي الله» بيان شود كه مكتب ارجمند اهل البيت عليهم السلام بدان اعتقاد ندارد و حضرت همان عبد صالح و مطيع و محب خداوند مي باشد.
در تأييد اين سخن طبري ازاعلام اهل سنت و صاحب تفسير معروف مي نويسد: «ولي الله: هو من كان بالصفه التي وصفه الله بها و هو الذي آمن و اتقي كما قال الله الذين آمنوا و كانوا يتقون (تفسير طبري/ ج٦ ص٥٧٤).ولي خدا كسي است كه متصف به صفتي باشد كه خداوند او را توصيف نموده و او كسي است كه ايمان و تقوي دارد و چنانكه خداوند مي فرمايد: آن كساني كه ايمان دارند و پرهيزگاري مي كنند.
ابن كثير و بسياري از مفسران اهل سنت مي نويسند: «در تفسير آيه كريمه «و من احسن قولاممن دعا الي الله و عمل صالحا» «هذا حبيب الله و هذا ولي الله و هذا صفوه الله و هذا خيره الله» او حبيب و ولي و برگزيده و بهترين آفريده خداوند است. (تفسير القرآن العظيم/ ابن كثير/ ج٤ ص/١٢٨طبري/ ج١١ ص/١٠٩الجامع لأحكام القرآن/ قرطبي/ ج١٥ ص٣١٣).
شوكاني از ائمه رجالي اهل سنت در فتح القدير مي نويسد: «اذا استنقعت نفس العبد المؤمن جاء ملك فقال: السلام عليك ولي الله» آنگاه كه نفس بنده مؤمن به نهايت رسد فرشته اي مي آيد و مي گويد: سلام بر تو اي ولي خدا. اين مطلب در بسياري از كتب اهل سنت آمده است. (فتح القدير/ شوكاتي/ ج٣ ص/٢٢٨الدر المنثور سيوطي/ ج٥ ص/١٣٨روح المعاني/ آلوسي/ ج١٤ ص/١٣٣طبري/ ج٧ ص/٥٨٠ارشاد العقل/ ابوالسعود محمد عمادي/ ج٥ ص/١١١ثعالبي/ ج٢ص٣٠٨).
ابن تيميه كه از شخصيت هاي افراطي در معاندت و مخالفت با ائمه اهل البيت عليهم السلام و اتباع آنهاست مي گويد:
١- ان المؤمن المطلق هو البر التقي ولي الله، مؤمن حقيقي با تقوا و پرهيزگار ولي خداست. (مجموع الفتاوي/ ج٧ ص٤٤٨).
٢- إنما ولي الله صالح المؤمنين و هو اولي بكل مؤمن من نفسه و هوالواسطه بين الله و خلقه في تبليغ أمره و وعده و وعيده. ولي خدا برگزيده از ميان مؤمنان است و او به مؤمن از خودش سزاوارتر است و واسطه بين خدا و آفريدگانش در تبليغ و ترويج اوامر الهي و وعده و وعيد است. (همان مصدر/ ج٢٦ ص١٥٧).
٣- إن ولي الله لايكون الامن وافاه حين الموت بالايمان و التقوي. بي ترديد ولي خدا كسي است كه به هنگام مرگ با ايمان و تقوي به ديدار حق رود. (دقائق التفسير/ ج/٢ص٢٢١)
شرط ولي الله أن يكون معصوما من الخطا. شرط ولي خدا بودن داشتن عصمت از گناه و اشتباه است. (الاستقامه/ ج٢ ص/٩٣الفتاوي الكبري/ ج٢ ص/٣٩٠الزهد و الورع و العباده/ ج١ ص١٢٥)
مورد اخير ازتوجه خاصي برخوردار است. چه بسا اين انديشه غلط به ذهن خطور كند و اين توهم را پيش آورد كه آيا بعضي از صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله و صحبه الأوفياء اهليت و شايستگي اطلاق «ولي» بر آنها را دارند يا خير و مي توان گفت «اشهد ان... ولي الله»
بديهي است مذهب ارجمند اهل البيت عليهم السلام آن را براساس براهين و ادله قاطع رد مي كند و در نزد اهل سنت نيز چنين است. حتي در آراي تندروترين شخصيت هاي ضد شيعي مثل ابن تيميه با پاسخ منفي مواجه مي شويم چون هيچ يك از صحابه داراي عصمت نبوده و عصمت پيامبر و اهل البيت عليهم السلام در قرآن ثابت و بلاخلاف است. «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا» (الأحزاب٣٣/).
ابن تيميه پيرامون اين كريمه مؤكداً بيان مي دارد منظور از اهل البيت در آيه مذكور علي و فاطمه و حسن و حسين است (منهاج السنه/ ج٧ ص٣٩٤)و شامل هيچ يك از صحابه نمي شود (صحيح مسلم/ ج٧ ص/١٢٣شرح النووي/ ج١٥ ص/١٨١ترمذي/ حديث شماره ٣١٣٠ ، ٣٧١٩ ، /٣١٢٩مسند احمد حنبل/ حديث شماره ١٣٢٣ ، ٢٩٠٣ ، ١٣٥٢٩ ، ،١٦٣٧٤ ٢٥٣٠٠).
رأي قاطع ابن تيميه
ابن تيميه در جلد سوم از كتاب «درالتعارض» خويش مي نويسد:
«اين كه علي مؤمن است و ولي ولي الله و از گروه اهل بهشت و آن هم قبل از اثبات امامت شايد به گمان آيد در حد و قالب يك نقل باشد و نقل نيز يا متواتر است يا آحاد. بايد پاسخ داد: از اسلام علي (نخستين مرد مسلمان كه در مسند احمد حنبل حديث/٢٩٠٣البدايه و النهايه/ ج/٣٣٥والآحاد و المثاني/ ك١ ص١٤٩ و... موجود است) و جهاد و نماز و عبادت او و... به طور متواتر آمده است و مهم تر آن كه خلفا نيز آنها را نقل كرده اند آيا مي توان به كفر و فسق نامبردگان اعتقاد داشت پس اگر به ولايت علي و ولي الله بودن او اعتقاد نداشته باشيم به كفر و فسق... بايد اعتقاد داشت.
پايان اين مقاله را كه با الهام از كريمه «الذين يستمعون القول فيتعبون احسنه اولئك هديهم الله و اولئك هم اولواالالباب» آيه ١٨ از سوره مباركه زمر به نگارش آمده با برگزيده چند بيت از قصيده طولاني استاد صمداني مفسر رباني حكيم كامل و عارف و اصل جناب پروفسور سيدامير محمود انوار (ادام الله توفيقاته) مزين مي سازد:
آن دم كه عالم تيره بد زشتي به خوبي چيره بد
تن بر فلك از بي خودي يوسف به چاه تيره بد
اهريمن كفر و جفا بر ملك عالم خيره بد
رسم ستم گسترده بد خوان كريم برچيده بد
آمد رسول مصطفي در دست قرآن خدا
بر جاهلان جاهلي تابيد انوار هدي
عالم سراسر نور شد ظلمت به كلي دور شد
تا آن شب ديجور شد تابيد خورشيد علي
گفتا هر آن كس را كه من سرور بدم اندر زمن
سرور علي باشد چو من رفتم از اين دار فنا
من شهر علم سرمدم وحي الهي بر يدم
باب مدينه علم من باشد علي مرتضي
گفتا كه نك رهبر علي و ان هادي جنت علي
و ان ساقي كوثر علي و ان صهر پيغمبر علي
در بدر و در رزم احد صفدر علي حيدر علي
گفتار حق را بي گمان مظهر علي مطهر علي
بدر رخش در بدر بين شير خدا در صدر بين
توفنده چون تندر علي در عرصه گاه بذر بين
در بدر آمد شير حق و اندر احد شمشير حق
در خيبر آمد دست حق ديده گشا اين قدر بين
برگزيده از قصيده جناب پروفسور سيدامير محمود انوار