يادداشت - يادداشت - الصفحة ٢٤٧ - حاضرجوابي سيّد شرف الدين !
حاضرجوابي سيّد شرف الدين !
کد مطلب: ٦٠٨٦ تاریخ انتشار: ٠٤ مرداد ١٣٨٧ تعداد بازدید: ٢٤٦٨ يادداشت » عمومي حاضرجوابي سيّد شرف الدين !
مرحوم آيت الله سيّد شرف الدين (صاحب كتاب ارزشمند المراجعات) در عصر حكومت «ملك عبد العزيز» براي زيارت خانه خدا به مكه رفت. در عيد قربان كنار ساير علما به كاخ پادشاه سعودي دعوت شد، تا طبق معمول در عيد قربان به او تبريك بگويند. او به كاخ رفت، هنگامي كه نوبت به او رسيد دست شاه را گرفت و هديه اي به او داد، و ان هديه يك كتاب قرآن بود داراي جلدي پوستين بود.
شاه عربستان آن هديه را گرفت و بوسيد و به عنوان تعظيم و احترام، بر پيشاني خود گذاشت.
سيّد شرف الدين ناگهان گفت: «اي پاشاه ! چرا اين جلد را مي بوسي و به آن تعظيم مي كني با اينكه اين جلد چيزي جز پوست بز نيست؟»
شاه گفت غرض من از بوسيدن جلد ، قرآني است كه در داخل آن قرار دارد ، نه خود جلد.
آقاي شرف الدين، بي درنگ فرمود : احسنت اي پادشاه! ما شيعيان نيز وقتي پنجره يا در اتاق
پيامبر(ص) را مي بوسيم ، مي دانيم كه آهن هيچ كاري نمي تواند بكند ولي غرض ما آن كسي است كه ماوراي اين آهن ها و چوب ها قرار دارد ما مي خواهيم رسول خدا(ص) را تعظيم و احترام كنيم، همان گونه كه شما با بوسه زن بر پوست بز مي خواستي قرآن را تعظيم كني كه در درون آن پوست قرار دارد.
حاضران تكبير گفتند و او را تصديق كردند، در اين هنگام ملك عبد العزيز ناچار شد تا به حاجيان اجازه دهد كه از آثار رسول الله(ص) تبرك بجويند، ولي وليعهد او كه بعد از اوآمد، از قانون گذشته شان برگشت.
منبع خبر: ماهنامه موعود شماره ٨٩