بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد سالۀ اخیر ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧ - رهبری نهضت
بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صدسالۀ اخیر، ص:٧٧
در آن هستیم مفید است، در اینجا آنها را بازگو میکنم. گفتم:
ارسطو جملهای دارد درباره فلسفه، میگوید: «اگر باید فیلسوفی کرد باید فیلسوفی کرد و اگر نباید فیلسوفی کرد باز هم باید فیلسوفی کرد.» توضیح دادم که مقصود ارسطو این است که فلسفه یا درست است و باید آن را تأیید کرد و یا غلط است و باید آن را طرد کرد. اگر درست و قابل تأیید است باید فیلسوف شد و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را تأیید کرد، و اگر هم غلط است و طرد شدنی، باز باید فیلسوف شد و فلسفه را آموخت و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را نفی و طرد کرد.
پس به هر حال فلسفه را باید آموخت. و ضمناً باید دانست که هر نوع انکار فلسفه، خود نوعی فلسفه است و کسانی که میپندارند تنها با دستاوردهای برخی علوم بدون آنکه توأم با انتزاعات فلسفی بشود، فلسفه را نفی و رد میکنند سخت در اشتباهند.
اضافه کردم که: من فعلًا کار ندارم که علمای اسلام در طول هزار و چند صد سال به فرهنگ جهان و معارف جهان و تمدن جهان، علوم ریاضی جهان، علوم طبیعی جهان، علوم انسانی جهان، علوم فلسفی جهان، حقوق و ادبیات و ... خدمتی کردهاند یا نکردهاند، که البته کردهاند.
اما میگویم اگر فقه ما را، فلسفه ما را، عرفان و سیر و سلوک ما را، اخلاق و فلسفه زندگی و فلسفه تعلیم و تربیت ما را، تفسیر ما را، حدیث ما را، ادبیات ما را، حقوق ما را باید قبول کرد و پذیرفت، باید فقیه شد یا فیلسوف شد یا عارف و سالک شد و یا ... و اگر هم باید نفی کرد و طرد نمود باز هم باید آنها را آموخت و فهمید و هضم کرد و آنگاه به رد و طرد و نفی آنها پرداخت. این صحیح نیست که یک فرد غیر وارد که اگر یک کتاب فقه یا فلسفه را به دستش بدهند نمیداند از راست بگیرد یا از چپ، پیشنهاد رد و طرد بدهد.
آنگاه چنین گفتم: ما فعلًا نهضتی داریم موجود. هر نهضت اجتماعی