بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد سالۀ اخیر ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠ - افول اندیشه اصلاح در جهان عرب
بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صدسالۀ اخیر، ص: ٥٠
نشان میدهد که شایستگی اصلاحطلبی نداشته است. اولین شرط اصلاحطلبی فارغ بودن از تعصبات افراطی نسبت به فرقه خاص علیه فرقه دیگر است که رشید رضا فاقد آن بود. ای کاش رشید رضا میتوانست به اندازه استادش محمد عبده خود را از تعصبات جاهلانه تخلیه کند.
چرا پس از سه قهرمان فوقالذکر، دیگر در جهان عرب شخصیتی که قهرمان شمرده شود ظهور نکرد؟ چرا اینهمه مدعیان اصلاحی که در کشورهای فوقالذکر ظهور کردند کار درستی از پیش نبردند، از قبیل عبدالحمید بن بادیس جزایری و طاهر الزهراوی جزایری سوری و عبدالقادر مغربی و جمالالدین کاظمی سوری و محمد بشیر ابراهیمی و غیر اینها؟ و اساساً چرا نهضت اصلاحطلبی اسلامی در کشورهای اسلامی از جاذبه افتاد؟ چرا نهضتهای قومی و عربی از قبیل بعث و ناصریسم و یا نهضتهای سوسیالیستی و مارکسیستی جاذبه بیشتری در میان جوانان عرب پیدا کرد؟
ممکن است هر کسی دلیلی بیاورد و به علت خاصی استناد کند. این بنده معتقد است عامل عمدهای که سبب شد نهضت اسلامی که از سید جمال شروع شد از جلوه و رونق بیفتد، گرایش شدید مدعیان اصلاح بعد از سید جمال و عبده به سوی وهابیگری و گرفتار شدن آنها در دایره تنگ اندیشههای محدود این مسلک است.
اینها این نهضت را به نوعی «سلفیگری» تبدیل کردند و پیروی از سنت سلف را تا حد پیروی از ابنتیمیه حنبلی تنزل دادند و در حقیقت بازگشت به اسلام نخستین را به صورت بازگشت به حنبلیگری که قشریترین مذاهب اسلامی است تفسیر کردند. روح انقلابی مبارزه با استعمار و استبداد، تبدیل شد به مبارزه با عقایدی که برخلاف معتقَدات حنبلیان مخصوصاً ابنتیمیه حنبلی بود.