صحيفه المهدي (ع ) - القيومي الإصفهاني، جواد - الصفحة ١٦٥
در شب جمعه أي به قبرستان قريش رفتم - تا آنجا كه گويد : در آن حال بودم كه كنار قبر حضرت كاظم ( عليه السلام ) صداى پاى زائري را شنيدم - تا آنجا كه گويد - بمن فرمود : أي ابا الحسين بن ابى بغل چرا دعاى فرج را نمى خوانى ؟ گفتم : أي آقايم آن دعا كدامست ؟ فرمود : دوركعت نماز گذارده ومى گويى : أي كسى كه كار زيبا را آشكارو كار زشت را پوشانيد ، أي آنكه بر جنايت توبيخ ومؤاخذه ننموده وحجابها را نمى درد ، أي آنكه منتش بزرگ وچشم پوشيش گرامى وگذشتش بزرگوارانه است ، أي صاحب گذشت نيكو ، أي آمرزنده گسترده ، أي آنكه دو دست رحمتش گشوده ، واى داناى هر سخن اسرار آميز ، أي مرجع هر شكايت وياور هر ضعيف ، أي آغاز گر نعمت قبل از استحقاق داشتن به آن .
أي پروردگار - ده بار ، أي آقائم - ده بار ، أي مولايم - ده بار ، أي هدفم - ده بار ، أي نهايت آرزويم - ده بار .
از تو مى خواهم بحق اين نامها وبحق محمد وخاندان پاكش - كه بر تمامى آنان درود باد - ناراحتيم را برطرف وغم واندوهم را زائل وبر من گشايش عطا نموده ، وحالم را اصلاح فرمائى .
بعد از آن هر دعائي را خواسته باشى خوانده وحاجتت را ذكر مى كنى .