سکولارها چه مي گويند؟ - قطب، محمد - الصفحة ١٥ -           دين حقّ
«و خداوند سخن كساني را كه گفتند: خداوند نيازمند است و ما بينيازيم،شنيد. بزودي آنچه را گفتند، مينويسيم. و (نيز) كشتن آنان پيامبران را به ناحق(مينويسيم) و ميگوييم: عذاب سوزان را بچشيد.»
اينها علاوه بر ياوههايي است كه تورات درباره مقام خدا دارد، چيزهاييكه تنها تصوّر آنها حال انسان را به هم ميزند. و همچنين اگر ديدگاه اسلام را باتصورات انحرافي مسيحيت مقايسه كنيم كه براي خداوند فرزند ميپندارد واو را در خدايي، با خداوند شريك قرار ميدهد، بلكه روحالقدس جبرئيل راهمشريك خداوفرزندميداند تا مجموعه اينها سه تا باشند و سه تا يكي، آمين!
با اين تعظيم درست نسبت به خدا و تمجيد و ستايش ذات و اسماء وصفات و افعال پروردگار، خداوند،انسانراگراميداشته واو را «گناهكارازلي»بهشمار نياورده كه همه نسلهاي بشري يكسان آن گناهازلي را بر دوش ميكشند.
خداوند ميفرمايد:
«ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم و آنان را در خشكي و دريا حمل كرديم واز پاكيزهها به آنان روزي بخشيديم و آنان را بر بسياري از آنچه آفريديم،برتري بخشيديم، برتري آشكار.»
خداوند بشر را آنچنان گرامي داشته كه خودش آن را ساخته و پرداخته وازروح خود در آن دميده و فرشتگان را به سجود در برابر انسان واداشته است:
«بياد آر، آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشري از گِلميآفرينم. هر گاه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، پس براياو به سجده افتيد.»
نيز او را اينگونه تكريم كرده كه همه نامها را به او آموخته و با اين تعليم، اورا بر فرشتگان امتياز داده است:
«خداوند، علم همه اسماء را به آدم آموخت، آنگاه آنها را به فرشتگانعرضه كرد و فرمود: اگر راست ميگوييد، اسامي اينها را به من خبر دهيد.فرشتگان عرض كردند: تو منزهي، ما چيزي نميدانيم جز آنچه به ما تعليمدادهاي، همانا تو داناي حكيمي. فرمود: اي آدم! آنان را از اسامي اينموجودات باخبر كن ...»
و او را اينگونه گرامي داشته كه قدرت آموزش با قلم به او عطا كرده است.
«بخوان كه پروردگارت بزرگوارتر است، كسي است كه با قلم آموخت، بهانسان چيزي تعليم داد كه نميدانست.»
و او را اينگونه تكريم كرد كه به وي عقل انديشمند عطا كرد و به اين خردسپرد تا در وحي، تدبر كند و مقصود از آن را بفهمد و در متن زندگي آن راپياده كند و آنجا هم كه آيهاي نازل نشده است ـ از روي رحمت خدا، نهفراموشي ـ اجتهاد كند:
«و براي شما شنوايي و چشمها و دلها قرار داد، باشد كه سپاس گوييد.»
و چنين تكريم كرد كه او را به بهترين صورت آفريد و از پاكيزهها روزي داد:
«و شما را چهرهگري كرد و صورت شما را به بهترين شكل قرار داد و ازطيبات به شما روزي بخشيد.»
و او را اينگونه تكريم كرد كه مثل مخلوقات ديگر، او را مجبور به بندگينساخت، بلكه به وي آزادي انتخاب داد:
«سوگند به جان آدمي و آنكه او را سامان داد و به او فجور و تقوايش را الهامكرد، يقيناً هر كه نفس خود را پاكيزه ساخت، رستگار شد و هر كه آن راآلود، نااميد و محروم گشت.»
«گناه ازلي» را بر دوش انسان ننهاد كه در طول نسلها تلخي آن را جرعهجرعه بنوشد، بلكه توبه گنهكار اصلي را نيز بخشود:
«آدم از پروردگارش كلماتي دريافت كرد و با آنها توبه كرد. خدا هم توبه اورا پذيرفت. همانا او توبهپذير و مهربان است.»
و هرگاه يكي گناهي كند، بار گناهش فقط بر عهده خود اوست و ديگريبار گناهش را نميكشد:
«هيچ كس بار گناه ديگري را به دوش نميكشد.»
و هرگاه انسان از گناهش توبه كند، همه تكريمها از آن اوست:
«و آنان كه هرگاه كار زشتي انجام دهند يا بر خود ستم كنند، خدا را يادميكنند و براي گناهان خويش، از او آمرزش ميطلبند ـ و چه كسي جز خداگناهان را ميآمرزد؟ ـ و بر آنچه انجام دادهاند اصرار نميورزند، با اينكهميدانند، آنان پاداششان آمرزشي از سوي پروردگارشان و باغهايي است كهاز زير درختان آنهانهرهاجاري است، هميشه درآنند و چه نيكوست، پاداشاهل عمل!»