سکولارها چه مي گويند؟ - قطب، محمد - الصفحة ٢٩ -           دموكراسي و اسلام

آيا اين‌ يك‌ بحث‌ِ «علمي‌» است‌؟ آيا اين‌ «عيني‌گرايي‌» است‌؟

«آنان‌ اين‌ مثل‌ را جز از روي‌ جدل‌ و لجاجت‌ براي‌ تو نزدند، بلكه‌ آنان‌گروهي‌ كينه‌توز و پرخاشگرند.»

دولت‌ اسلامي‌ از ميان‌ اين‌ اجتهادها، از اجتهاد معينّي‌ پيروي‌ مي‌كند كه‌فقهاي‌ آن‌ دوره‌، آن‌ را مصلحت‌آميزتر مي‌بينند و آن‌ را ديني‌ قرار مي‌دهد كه‌در لوايح‌ و سازمانهاي‌ اداري‌ و دستگاههاي‌ قضايي‌ از آن‌ پيروي‌ مي‌شود وقضات‌ را نيز در محدوده‌ آن‌ اجتهاد الزام‌آور، آزاد مي‌گذارند، همان‌گونه‌ كه‌در قوانين‌ موضوعه‌ نيز قاضي‌ حق‌ دارد كه‌ به‌ كمترين‌ مجازات‌ يا بيشترين‌ كيفرحكم‌ دهد، يا ادّعا را به‌ دليل‌ نارسا بودن‌ ادلّه‌، ساقط‌ كند.

مشكل‌ كجاست‌؟ مشكل‌ آنجاست‌ كه‌ مي‌خواهند سر راه‌ اجراي‌ دين‌، موانع‌ايجادكنند وبه‌ مردم‌وانمود سازند كه‌ اگردين‌ اجرا شود، آشوب‌ حكمفرمامي‌شود و آشفته‌ بازار پديد مي‌آيد، حقوق‌ ضايع‌ مي‌شود و نظام‌ دچار اختلال‌مي‌شود.

آيا اينان‌ از اين‌ همه‌ نابساماني‌ اجتماعي‌ و اخلاقي‌ و ناامني‌ و گسترش‌جرايم‌ و گسيختگي‌ مردم‌ از انسانيت‌ خويش‌ كه‌ در سايه‌ قوانين‌ موضوعه‌اي‌ كه‌مي‌خواهند به‌ جاي‌ دين‌ خدا براي‌ داوري‌ نزد آنها بروند، شرم‌ نمي‌كنند؟!

فرياد ديگري‌ كه‌ سكولاريست‌ها براي‌ تضعيف‌ خواستاران‌ اجراي‌ دين‌مي‌زنند. . . مي‌گويند:

برنامه‌هايتان‌ را ارائه‌ دهيد! برنامه‌هايي‌ مي‌خواهيم‌ عملي‌ و قابل‌ اجرا، نه‌صرف‌ شعار براي‌ اجراي‌ دين‌. نشان‌ دهيد ديني‌ كه‌ مي‌خواهيد اجرا شودمشكلات‌ عقب‌ماندگي‌ اقتصادي‌، تراكم‌ جمعيت‌، بدهي‌هاي‌ فراوان‌،شكمهاي‌ خالي‌ و بيكاري‌ و... را چگونه‌ حل‌ّ مي‌كند؟

هر گاه‌ كه‌ صداي‌ اسلامخواهان‌ بلند مي‌شود، اين‌ صداي‌ سكولاريست‌هاهم‌ تكرار مي‌شود، خيال‌ مي‌كنند اين‌ يك‌ بُمب‌ ويرانگري‌ است‌ كه‌ هستي‌اسلامگرايان‌ را بر باد خواهد داد و ناتواني‌ و ضعف‌ موضع‌ آنان‌ را آشكارخواهد ساخت‌ و مردم‌ را از حمايت‌ آنان‌ و انسجام‌ برگرد آنان‌ باز خواهدداشت‌. در حالي‌ كه‌ اين‌ در حقيقت‌ ميزان‌ حضور تدريجي‌ «حس‌ّ اسلامي‌» درواقعيت‌ معاصر ما و ميزان‌ نفوذ هجوم‌ فكري‌ در زندگي‌ ما و تأثير آن‌ را برروش‌ پرداختن‌ ما به‌ مسائل‌ اساسي‌ حتي‌ مسائل‌ اعتقادي‌ نشان‌ مي‌دهد. مسأله‌از ديدگاه‌ غرب‌ كه‌ مسائلمان‌ را با آن‌ دريافت‌ مي‌كنيم‌ اين‌ است‌ كه‌ «جمعيت‌» يا«حزبي‌» وجود دارد كه‌ شعار خاصّي‌ مي‌دهد و مي‌خواهد آن‌ را پايه‌ حكومت‌قرار دهد، پس‌ بايد اين‌ حزب‌، برنامه‌هاي‌ خودش‌ را تقديم‌ كند تا مردم‌ به‌ نفع‌آن‌ يا بر ضدّ آن‌ داوري‌ كنند، با آن‌ همصدا شوند يا بايكوت‌ كنند، طبق‌ آنكه‌برنامه‌ها را پذيرفته‌ باشند يا نه‌.

اما از ديدگاه‌ اسلامي‌ مسأله‌ كاملاً متفاوت‌ است‌. اجراي‌ دين‌ اسلام‌ امري‌است‌ كه‌ مختص‌ّ فرد يا گروه‌ معيني‌ نيست‌ تا تنها او به‌ كار دين‌ بپردازد و از اوبرنامه‌ريزي‌ اجرايي‌ خواسته‌ شود. اين‌ وظيفه‌ هر مسلمان‌ است‌، هر مسلماني‌ كه‌شهادتين‌ را بر زبان‌ مي‌آورد و به‌ توحيد و رسالت‌ شهادت‌ مي‌دهد در پيشگاه‌پروردگارش‌ مسؤول‌ اجراي‌ شريعت‌ الهي‌ است‌. اگر در حال‌ حاضر دين‌ الهي‌اجرا شود، چه‌ بهتر. ولي‌ اگر شريعت‌ الهي‌ اجرا نگردد، اگر او راضي‌ به‌ اين‌مسأله‌ باشد و تبعيت‌ كند، اساساً از دايره‌ اسلام‌ بيرون‌ است‌، همانگونه‌ كه‌ كتاب‌خدا و سنت‌ پيامبر(ص) تصريح‌ كرده‌ است‌، تا چه‌ رسد به‌ اينكه‌ به‌ ردّ حاكميت‌دين‌ افتخار كند، يا خواستار عدم‌ اجراي‌ دين‌ باشد!

اما در مورد برنامه‌هاي‌ اجرايي‌ گاهي‌ ديدگاهها متفاوت‌ است‌ و گروههاي‌مختلف‌ درباره‌ آن‌ بحث‌ مي‌كنند و گاهي‌ مسأله‌ را به‌ كارشناسان‌ عرضه‌مي‌كنند تا ببينند كدام‌ يك‌ از ديدگاهها درست‌تر است‌، ولي‌ اينها به‌ اصل‌مسأله‌ يعني‌ اجراي‌ ديني‌ كه‌ بايد همچون‌ سايه‌ باني‌ همه‌ معتقدان‌ به‌ توحيد ورسالت‌ را زير چتر خود بگيرد و امت‌ مسلمان‌ در سايه‌ آن‌ بينديشد و در سايه‌آن‌ برنامه‌هاي‌ خود را عرضه‌ كند، مرتبط‌ نمي‌شود.

خداوند، پذيرش‌ داوري‌ دين‌ را محك‌ ايمان‌ قرار داده‌ است‌، جايگاه‌ آن‌،جايگاه‌ اعتقاد به‌ يكتايي‌ خدا و جهت‌ دادن‌ همه‌ عبادتها براي‌ خداوند يگانه‌ وبي‌شريك‌ است‌.

«پس‌ بدان‌ كه‌ معبودي‌ جز الله‌ نيست‌.»

«و خدا را بپرستيد و براي‌ او چيزي‌ را شريك‌ قرار مدهيد.»

«سوگند به‌ پروردگارت‌، به‌ تو ايمان‌ واقعي‌ نخواهند داشت‌ مگر آنكه‌ درآنچه‌ ميانشان‌ نزاع‌ و كشمكش‌ پيش‌ مي‌آيد تو را داور قرار دهند، آنگاه‌ دردلهايشان‌ هيچ‌ ناراحتي‌ از آنچه‌ حكم‌ كردي‌ نداشته‌ باشند و كاملاً تسليم‌باشند.»