سکولارها چه مي گويند؟ - قطب، محمد - الصفحة ٢٧ -           دموكراسي و اسلام
از جمله اين ادعاها آناستكه در واقع، چيزي به نام «اجراي دين» نيست.آنچه اجرا ميشود، دين الهي نيست، بلكه فهم بشر از متون ديني است، پس درحقيقت يك تشريع بشري است نه الهي. ولي عليرغم بشري بودن، براي خودقداستي بر گرفته از وحي الهي قائل است و با اين قداست هر مخالفي را تهديدميكند و او را به خارج بودن از دين متّهم ميسازد . در حالي كه تشريع خالصبشري كه مردم بدون استناد به دين آن را پديد ميآورند، نه نزد پديدآورندگان و نه مخالفان قداستي ندارد. از اين رو آزادانه مورد بررسي قرارميگيرد و اگر ضرورت ايجاب كند، بدون مشكل و هراس، مورد تغيير يا لغوقرار ميگيرد. بنابراين بهتر است كه دين را اجرا نكنند، بلكه مردم را بگذارندآن طور كه برايشان خوشايند است، اصلاح كنند يا تغيير دهند، بدون ترسي دردلهايشان يا تهمت به خروج از دين! گويا وقتي چنين ميكنند، از دين بيروننميروند!!
كدام بازي با انديشههاي مردم بدتر و زشتتر از اين بازي است، با ادعايبحث عيني و علمي؟
اختلاف در فهمها حقيقتي است. اختلاف در اجتهاد نيز حقيقت است،بويژه آنجا كه نصّ خاصّي نباشد، ولي فهمها و اجتهادها هر چه هم مختلفباشد، چه كسي ميگويد كه ميان اجتهاد در چهارچوب ضوابط شرعي واجتهاد رها از هر ضابطهاي جز خواستههاي مردم كه نام «مصلحت» بر آنمينهند، آن هم از روي ريا و پاشيدن خاك در چشمها، فرقي نيست؟ اينمصلحت گروه معيني از مردم است كه در زمين فساد ميگسترند و ميخواهندامتهاي ديگر را هم به سود خودشان استحمار كنند.
اجتهاد بيضابطه و تابع هوسهاي مردم و پوشيده از مصلحت ريايي و چشمكوركني، ربا و زنا را حلال كرده، مفاسد و الحاد به معناي انكار وجود خدا وباورهاي ديني را مباح ساخته و پنج كشور معين را مجاز دانسته كه هر گاه از هرطرف، حق آنها را محاصره كرد، با بلند كردن يك انگشت از سوي نمايندهآنها در شوراي امنيت، زير بار حق نروند و همه تابع باشند و ظلم آشكار رابپذيرند و به يك كشور خاص با نام نظم نوين جهاني اجازه دهد كه نيروهايخود را در هر جايي از كره زمين كه ميپندارد آنجا چيزي مخالف «ارزشها واصول» است پياده كند و مردم را كشته، آباديهاي آنان را ويران كند و بر اينكار هم مورد تقدير و سپاس جهاني قرار گيرد و اجازه دهد... و اجازه دهد و...و همه اينها را آيين شرعي قرار دهد كه دولت يا دولتهاي قدرتمند و صاحبتوان نظامي از آن حمايت كنند.
آيا در اجتهادِ در چهارچوب ضوابط شرعي چنين پديدهاي ممكن است؟
هرچه هم فقها اختلافنظر داشته باشند، آيا ممكن است ربا را حلالكنند؟
هرچه هم فقها اختلاف نظر داشته باشند، آيا ممكن است زنا را حلال كنند؟
هرچه هم فقها اختلاف نظر داشته باشند، آيا ممكن است فساد و فحشايركيك را حلال كنند؟
هرچه هم فقها اختلافنظر داشته باشند، آيا ممكن است شراب را حلال كنند؟
هر چه هم فقها اختلاف نظر داشته باشند، آيا ممكن است لخت شدنمردان و زنان را در سواحل درياها حلال كنند؟
هر چه هم فقها اختلاف نظر داشته باشند، آيا ممكن است كه براي وسايلتبليغاتي و رسانهها ـ يا براي هر كس ـ حلال كنند كه به دين حمله كند ياضروريات دين را انكار نمايد يا به نافرماني اوامر خداوند تشويق كند؟
ممكن است در جامعهاي اسلامي كه به اجراي دين خدا متعهّد است،گناهان زيادي انجام شود. سخن ما از اين نيست. سخن ما از قانونگذاري استكه بخواهد اين معصيتها را حلال سازد و آنها را كاري مباح بشمارد كه برمرتكبين آنها ايرادي نباشد. فرق بسيار است كه از روي مخالفت با شرع،گناهي انجام گيرد، و اگر انجام گرفت، كيفر معين آن اعمال شود يا آنكه گناه،با نصّ قانون مباح گردد. در صورت اول ممكن است كه يك «جامعه انساني»بر پا گردد كه گاهي هم در آن خطا واقع ميشود ولي اصل نيست. ولي درحالت دوم يك «جامعه حيواني» بر پا ميشود كه اصل در آن خطا و گناه استو دوري از گناه، حالت استثنايي است.