سکولارها چه مي گويند؟ - قطب، محمد - الصفحة ٤٥
«هر كس زندگي دنيا و آراستگي آن را بخواهد، نتايج اعمالشان را در هميندنيا به طور كامل به آنان ميدهيم و از آنان چيزي كم و كاست نميشود.»
ولي بدون ارزشهاي راستين، قدرت يافتني موقّت است كه به نابوديميانجامد.
«ارزشهاي حقيقي»، چيزي مانند ژلاتين و لرزانك نيست كه طبقخواستهها شكل يابد. سنتهاي الهي وابسته به خواستهها و هوسها نيست. اگرمردم بودند كه تدبير ميكردند و سرنوشتها را مينوشتند، خواستههايشان هموزن و اعتباري در محاسبه داشت. اما مردم كه نه آفريدگارند نه مدبّر، بلكهملكوت همه چيز تنها در دست خداي سبحان است و اوست كه هر چه بخواهدميكند، پس سنّتهاي الهي كه سرنوشت انسانها را در زمين رقم ميزند، تنهابراساس و مقتضاي معيارهايي است كه خداوند مشخص ساخته است.«ارزشهاي حقيقي» كه در ميزان خدا اعتبار دارد و سنن الهي بر اساس آنهاجاري ميگردد عبارت است از: ايمان به خداي حق، ايمان به دين حق و عملحقيقي طبق روشِ الهي.
و اروپا مدتهاست كه همه اينها را از ياد برده است.
خداوند ميفرمايد:
«هنگامي كه آنچه را به آنان يادآوري شده بود از ياد بردند، درهاي همه چيز(از نعمتها) را به رويشان گشوديم تا آنكه به آنچه به ايشان داده شده، كاملاًخوشحال شدند (و دل بستند)، ناگهان آنان را گرفتيم و آنان همگي مأيوسشدند. پس دنباله زندگي جمعيتي كه ستم كرده بودند قطع شد. و ستايشمخصوص پروردگار جهانيان است.»
پس قدرتي كه كه غرب امروز دارد، طبق سنتهاي الهي است و نابوديايهم كه غرب در انتظار آن است ـ تا وقتي كه خودشان را عوض نكند همينگونه طبق سنتهاي الهي جريان مييابد:
«كلام پروردگارت با صدق و عدل به حدّ تمام رسيد. هيچ كس نميتواندكلمات او را دگرگون سازد و او شنواي داناست.»
«براي سنّت خدا تبديلي نخواهي يافت و براي سنّت خدا دگرگوني نخواهييافت.»
آنان كه سقوط «تمدن غربي» را بعيد ميشمارند و شيطان به آنان وسوسهميكند كه ممكن نيست خداوند، آنان را نابود سازد، با اين ابزار عظيم و فراوانقدرتي كه در اختيار دارند، آنان را به بزرگترين فروپاشي و سقوط در تاريخ،در مورد بزرگترين نيروي طاغوتي در تاريخ ارجاع ميدهيم، يعني فروپاشيكمونيسم كه در «اتحاد جماهير شوروي» تجسّم يافته بود و گويا در چند لحظه،فرو ريخت... نوبت غرب هم در راه است...
نيروي مادّي و قدرت نظامي و سياسي نميتواند جلوي سرنوشتي را كه درسنّت الهي براي آن ترسيم شده است، بگيرد:
«تا زماني كه زمين زيبايي خود را يافته و آراسته گردد و اهل آن مطمئنشوند كه ميتوانند از آن بهرهمند شوند، ناگهان فرمان ما شب هنگام يا در روزفراميرسد و آنچنان آن را درو ميكنيم كهگويي ديروز هرگز نبودهاست.
اينگونه آيات خود را براي گروهي كه ميانديشند، شرح ميدهيم.»
وقتي اين «تمدّنِ» جاهلي فرو ميريزد، جايگزين آن چيست؟
جايگزين، تمدّن اسلامي است.
تنها اسلام ميتواند بشريت را از تاريكيهاي كنونياش به نور آورد.
جايگزين، نيروي مادّي بيشتر يا قدرت علمي و نيروي نظامي و قدرتسياسي بيشتر نيست، هر چند همه اينها از ابزار لازم براي قدرت يافتن در زميناست، ولي اين به تنهايي نميتواند چيزي از مشكلات كنوني بشر را حلّ كند.بلكه اگر اين به تنهايي يافت شود، به كشمكش بيشتري خواهد انجاميد، بيآنكهفساد موجود در جهان به صورت ريشهاي حل شود. انتظار ميرود اين مبارزهو درگيري در فردايي نزديك ميان آمريكا كه عليرغم ظاهر با نشاطش درآستانه سقوط است و آلمان، يا بين آمريكا و دو كشور آلمان و فرانسه كه همپيمان بر ضدّ آمريكا هستند، يا بين آمريكا و اتحاد اروپا كه در بازار مشتركاروپا همبستگي يافتهاند يا بين آمريكا و ژاپن، يا آمريكا و چين پيش آيد. هريك از اينها در آيندهاي نزديك، احتمال دارد پيش آيد و اگر چنين شود،براي مردم، جز سرگشتگي و فرو رفتن در انحراف بيشتر، به بار نخواهد آورد،و غالب و مغلوب هم برابر خواهند بود.
جايگزين مطلوب، همان «ارزشها» ست كه در دنياي امروز ناياب است وفقدان آنها با اوضاعي بدتر از آنچهكه جهان امروز را فراگرفته است، خواهدانجاميد.