سکولارها چه مي گويند؟ - قطب، محمد - الصفحة ١٤ -           دين حقّ

به‌ هر حال‌، آنگونه‌ كه‌ در مقدمه‌ كتاب‌ وعده‌ داديم‌، مي‌خواهيم‌ در اين‌مساله‌ يك‌ بحث‌ و بررسي‌ عيني‌ كنيم‌، با صرف‌ نظر از انگيزه‌ها و مواضع‌سكولاريست‌ها، چرا كه‌ آن‌ مساله‌ به‌ شخص‌ آنان‌ مربوط‌ مي‌شود و ما در اينجابه‌ بررسي‌ انديشه‌هاي‌ آنان‌ مي‌پردازيم‌.

همچنانكه‌ در فصل‌ پيش‌ ديديم‌، سكولاريسم‌ عكس‌العمل‌ طغيان‌ كليسا ويكي‌ از پيامدهاي‌ تحريفي‌ بود كه‌ در «دين‌ پولس‌» پديد آمد، ديني‌ را كه‌ اروپاآن‌ را به‌ عنوان‌ِ دين‌ خدا گرفت‌. در اينجا به‌ صورت‌ گذرا بارزترين‌ نشانه‌هاي‌آن‌ دين‌ را دوباره‌ ياد مي‌كنيم‌، آنچه‌ را كه‌ در نظر اروپا، سكولاريسم‌ تنها راه‌خروج‌ از آن‌ بود. از جمله‌ اين‌ نشانه‌ها اينهاست‌:

دين‌ اخروي‌، زندگي‌ دنيا و آباداني‌ آن‌ را رها مي‌سازد.

ديني‌ است‌ كه‌ با ادعاي‌ بزرگداشت‌ خدا، انسان‌ را تحقير مي‌كند.

ديني‌ كه‌ با ادعاي‌ نجات‌ روح‌، جسم‌ را تحقير مي‌كند.

ديني‌ كه‌ با علم‌ مي‌جنگد و به‌ عقل‌، اجازه‌ انديشيدن‌ نمي‌دهد.

ديني‌ است‌ كه‌ به‌ ثبات‌ مطلق‌ ـ به‌ عنوان‌ اينكه‌ خواست‌ خداوند در زمين‌است‌ ـ ايمان‌ دارد و با حركت‌ و رشد و تغييرات‌ حاصله‌ از اينها مبارزه‌ مي‌كند.

و بالاتر از همه‌ اينها سركشي‌ِ روحي‌، مالي‌، سياسي‌، علمي‌ و فكري‌ كليسادر هر جهت‌. سپس‌ به‌ دين‌ خدا مي‌نگريم‌ و هر يك‌ از اين‌ نشانه‌ها را كه‌ اروپارا به‌ روي‌ آوردن‌ به‌ سكولاريسم‌ براي‌ نجات‌ از دين‌ كشاند، در آن‌ جستجومي‌كنيم‌.

اما اينكه‌ دين‌ اخروي‌، زندگي‌ دنيوي‌ و آباداني‌ آن‌ را رها مي‌كند، واقعيت‌تاريخي‌ بهترين‌ گواه‌ برخلاف‌ اين‌ است‌. آنچه‌ از آبادسازي‌ زمين‌ و كار پيوسته‌در اين‌ زمينه‌ انجام‌ گرفته‌ است‌، روشن‌تر از آن‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شود، آن‌آباداني‌ و آن‌ كار و تلاش‌ مداوم‌ را با هر مقياسي‌ كه‌ محاسبه‌ كنيم‌.

اگر مقياس‌ آباداني‌، ساختن‌ شهرها، كشيدن‌ جاده‌ها و پي‌ريزي‌ ساختمانهاو آسان‌سازي‌ خدمات‌ باشد، آنچه‌ را مسلمانان‌ در اين‌ جهت‌ انجام‌ داده‌اند،زيباترين‌ است‌.

و اگر معيار آباداني‌، مؤسسه‌ها، سازمانها و مديريت‌ و مراقبت‌ خوب‌ ازآنها باشد، مدارسي‌ كه‌ تعاليم‌ رايگان‌ ارائه‌ مي‌دهد، بيمارستانهايي‌ كه‌ به‌ درمان‌رايگان‌ مي‌پردازند، موقوفاتي‌ كه‌ براي‌ كارهاي‌ خير وقف‌ شده‌، ديوان‌هاي‌سپاه‌، ديوان‌هاي‌ قضا و دادگستري‌، ديوانهاي‌ حسبه‌، بيت‌المال‌ و مؤسسات‌ وسازمانهايي‌ جز اينها ما را از سخن‌ بي‌نياز مي‌كند.

و اگر ملاك‌ آباداني‌، ارزشهاي‌ معنوي‌ و اخلاقي‌ باشد، در اين‌ زمينه‌آبادسازي‌ اسلامي‌ نسبت‌ به‌ زمين‌ منحصر به‌ فرد است‌، اسلام‌، تمدني‌ را عرضه‌كرد كه‌ تنها به‌ آباداني‌ مادي‌ اكتفا نكرد، بلكه‌ نشاط‌ مادي‌ آن‌ را با ارزشهاي‌معنوي‌ پيوند داد و در آن‌ واحد براي‌ دنيا و آخرت‌ كاركرد و خواسته‌هاي‌جسم‌ و روح‌ را همزمان‌ برآورد و جامعه‌اي‌ پديد آورد كه‌ امتيازات‌ رنگ‌ وزبان‌ و نژاد از بين‌ رفت‌، جامعه‌اي‌ برپايه‌ عقيده‌ واحد، كه‌ همه‌ را با رشته‌«اخوت‌ ديني‌» به‌ هم‌ پيوند داد، جامعه‌اي‌ نمونه‌ در تاريخ‌.

و اگر مقياس‌ آباداني‌ آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ خود را احساس‌ كند، به‌ كار و تلاش‌خود افتخار كند و سربلند باشد كه‌ فردي‌ از يك‌ امت‌ داراي‌ رسالت‌ در برابرخود و بشريت‌ است‌ و انسان‌ در زمين‌ مي‌گردد و از جهلستان‌هاي‌ آن‌ جستجومي‌كند و نور هدايت‌ را به‌ اطراف‌ جهان‌ مي‌برد... امت‌ اسلامي‌ به‌ زيباترين‌شكل‌ به‌ اين‌ كار پرداخته‌ و همه‌ نشاطش‌ جوشيده‌ از ايماني‌ بوده‌ كه‌ به‌ اين‌ دين‌داشته‌ و آن‌ را در دنياي‌ واقعيت‌، به‌ صورت‌ رفتار، وجدان‌ و احساس‌ پياده‌ و به‌آن‌ عمل‌ كرده‌ است‌.

و اگر معيار آن‌، پيشرفت‌ علمي‌ است‌، پس‌ هرچه‌ مي‌خواهي‌ بگو. تمدن‌اندلس‌ كافي‌ است‌. روش‌ تجربي‌ در بحثهاي‌ علمي‌ گواه‌ است‌، علوم‌ قرآن‌،حديث‌، فقه‌ و اصول‌، كافي‌ است‌. همه‌ اينها تلاشهايي‌ خودجوش‌ و بي‌سابقه‌بود كه‌ امت‌ اسلامي‌ به‌ تنهايي‌ به‌ آنها پرداخت‌ و در طول‌ چندين‌ قرن‌، نتايجي‌داشت‌ كه‌ دوره‌اي‌ طولاني‌ از تاريخ‌ را فرا مي‌گيرد.

اما تحقير انسان‌ با ادعاي‌ تمجيد خدا، هيچ‌ ديني‌ مانند اسلام‌، خداوند راتكريم‌ و تمجيد درست‌ و صحيح‌، در احساس‌ و رفتار و تصوّر و عمل‌، نكرده‌است‌، وقتي‌ ديدگاه‌ اسلام‌ را با تصورات‌ انحرافي‌ يهود مقايسه‌ كنيم‌ كه‌ خدا رابه‌ صورت‌ انساني‌ داراي‌ كششها و تمايلات‌ و گاهي‌ ناتوان‌تر از بشر ترسيم‌مي‌كند: «يهود گفتند: دست‌ خدا بسته‌ است‌. دستهاشان‌ بسته‌ باد! و به‌ خاطر اين‌سخن‌ از رحمت‌ الهي‌ دور باشند! بلكه‌ هر دو دست‌ خدا باز است‌ و هرگونه‌بخواهد مي‌بخشد.»