مونس جان - حسین انصاریان - الصفحة ٢٧

الهى، به بندگان پيام دادى هر كه قدمى به سويم آيد، رحمتت ده قدم به سويش آيد، مرا آن يك قدم هم نشايد، تو را نسبت به اين افتاده آن يك قدم هم بايد، تمام موجودات به تمام نيازمند ند، ملك و ملكوت به درگاهت فقير محضند، بدون لطفت همه در كام مرگند، بود و نبود از شراب احسانت مستند، منهاى عنايت تو جملگى بى پا و دستند. صبح هستى از افق اراده ات پديدار شد، جهان خفته از نسيم بهارت بيدار شد، قلب عارفانت مركز اسرار شد، سينه عاشقانت از پرتو رحمتت منبع انوار شد، دل دلداگانت براى نشان دادن جمالت آينه دار شد.