مونس جان - حسین انصاریان - الصفحة ٥١

الهى، از كثرت گناه مغمومم، از نعمت معنوى محرومم، در بند اسارت شيطان مظلومم، از حريم رحمتت دورم، شرمند منتم، دادى و نويدم، بنگر اميدم، نگران از نفخه صورم، نجاتم بخش از ريا و غرورم، از دست شده آبرويم، غير از تو نيست آرزويم، به پيشگاهت در خضوعم، غرق خاكسارى و خشوعم، در گناهم، بى پناهم، واى از خجلتم، آه از رسوايى و ذلتم، افتاده در عصيان و جنايتم، آلوده به خطا و معصيتم، ولى رحمتت مى نمايد كفايتم.

٥١

الهى، فرارى بدبختم، سيه روى و تيره بختم، بى دانش و بى معرفتم، بى نور و بى حكمتم، بى كرامت و بى فضيلتم، بى هوش و مستم، شرمنده و پستم، در ظلمت و ننگم، خالى از خدمتم، دور از عبادتم، جدا از كرامتم، مطرود از محبتم، گرفتار خودى و منيتم، بى صفا و بى صدقم، بى سوز و دردم، فقير و مستمندم، نظرى بر قلبم، نجاتم ده كه در بندم، دوا كن دردم.

خانه خرابم، در گهوار نفس اماره خوابم، به افسون شيطان در كمندم، از داير بصيرت بيرونم، از لطف خاص بى نصيبم، تويى طبيبم، رهايم كن از شرك خفى و جليم، عنايت كن از رحمت بى كرانم، آزادم كن از وسوسه شيطانم، به من بنماى عجايب ملك و ملكوتم، بى بصيرت و بى نورم، از حضرتت دورم، از صراط مستقيم بيرونم، بنده اى بدم، در طمع و حسرم، از گذشته در حسرتم.