احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥ - امام اول
خداوند تو را از [خطرات احتمالى] مردم نگاه مىدارد، و خداوند جمعيت كافران [لجوج] را هدايت نمىكند. مؤذن مردم را به نماز ظهر دعوت كرد، پس از نماز ظهر پيامبر صلى الله عليه و آله همه مردم را براى شنيدن پيام الهى فراخواند و منبرى از جهاز شتران ترتيب داده شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله بر فراز آن قرار گرفت و بعد از حمد و سپاس پروردگار به مردم فرمود: «من به همين زودى از ميان شما مىروم، من مسئولم شما هم مسئول هستيد ... [تا آنكه فرمود] اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مىگذارم چه خواهيد كرد». از ميان جمعيت يك نفر صدا زد، كدام دو چيز گرانقدر يا رسول اللَّه؟ حضرت فرمود: «ثقل اكبر كتاب خدا كه يك سوى آن به دست پروردگار و سوى ديگرش در دست شما است، دست از آن برنداريد تا گمراه نشويد، اما دومين يادگار گرانقدر من، خاندانم مىباشند خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مىشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد». ناگهان مردم ديدند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد و همين كه چشمش به على عليه السلام افتاد خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد، آنچنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم او را ديدند و شناختند، در اينجا رسول اكرم صلى الله عليه و آله با صداى بلند و رسا فرمود: «چه كس از همه مردم نسبت به