احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩ - امامت
همچنان زنده و جاويد، در حوزههاى علميه و توسط فقهاى بزرگ به عنوان فقه و فقاهت و تحت عنوان وظايف عملى و فروع دين، مورد بحث و تجزيه و تحليل است. چهارم: معجزه جاويد آن حضرت قرآن كريم است كه سند قطعى و معجزه جاويد آن بزرگوار است، قرآنى كه در مدت بيست و سه سال بر آن حضرت نازل شد و از آن زمان تا كنون در جامعه گوناگون بشرى از جهات مختلف مورد توجه و مطالعه قرار داشته و شگفتى دانشمندان را برانگيخته و همچنان در طول قرنها استحكام و مقام ارجمند خود را حفظ كرده و از هر گونه تحريف و تغيير و كم و زياد شدن محفوظ مانده است و صدها تفسير و كتاب درباره معانى و الفاظ و حقايق آن نوشته شده و خداوند متعال حفظ آن را ضمانت فرموده است كه: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (سوره حجر/ ٩).
|
مصطفى را وعده داد الطاف حق |
گر بميرى تو نميرد اين سبق |
|
|
من كتاب و معجزت را رافعم |
بيش و كم كن را ز قرآن مانعم |
|
|
تا قيامت باقيش داريم ما |
تو مترس از نسخ دين اى مصطفى |
|
|
هست قرآن مر تو را همچون عصا |
كفرها را در كشد چون اژدها |
|
|
تو اگر در زير خاكى خفتهاى |
چون عصايش دان هر آنچه گفتهاى |
پنجم: يكى ديگر از معجزات پيامبر، ذريه پاك و اهل بيت معصوم آن حضرت است، بدين لحاظ كه تنها مقام والاى نبوت مىباشد كه مىتواند آن گونه دختر و امامان معصوم تحويل جامعه بشرى بدهد و انسان با انصاف همين كه به علوم، زندگى، گفتار و اعمال اهل بيت عليهم السلام نگاه كند اقرار مىكند كه هر يك از آنان، همانند قرآن كريم، معجزه مستقل و دليل جداگانهاى بر نبوت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىباشند، به طورى كه اگر فرضاً هيچ دليلى بر نبوت رسول خدا صلى الله عليه و آله در دست نبود جز وجود مقدس چنين اهل بيتى، همين كفايت مىكرد و حجت تمام بود البته بسط و توضيح اين معجزه از حوصله اين مقاله خارج، خصوصاً كه حقير هم كوچكتر از آنم كه بتوانم حتى گوشهاى از اين واقعيت را مجسم و ارائه نمايم:
امامت
يكى ديگر از اصول اعتقادى كه ويژه پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام است مسأله امامت است. از آنچه در بحث نبوت گذشت معلوم گرديد كه وجود امام براى دين و اجتماع مانند وجود پيغمبر است و همانگونه كه تعيين پيغمبر بايد از طرف خدا باشد تعيين امام و خليفه پيغمبر كه حافظ و بيانكننده دين است بايد از طرف خدا باشد و مردم را نمىرسد و نمىتوانند و حق ندارند براى پيغمبر خليفه تعيين كنند، از شئون مردم نيست كه براى بيان احكام الهى و شريعت نبوى كسى را تعيين كنند و ادله آن بسيار است كه به برخى از