احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - توحيد
اعضاى يك بدن به هم مربوط و با يك قانون ثابت و يك نظام واحدى اداره مىشوند. و پيداست كه اين نظام واحد و ترتيب خاص جز به وحدت صانع صورت نمىپذيرد چنانچه خداوند در قرآن مىفرمايد:
وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ (سوره مؤمنون/ ٩١). خداى ديگرى با خدا نيست، كه اگر چنين مىبود هرآينه هر خدايى با مخلوق خود به طرفى رفته (هر يك مخلوق خود را تدبير و اداره مىكرد) و هر يك بر ديگرى برترى مىجست.
(و به اين جهت نظام عالم مختل و مضمحل مىگشت). به عبارت ديگر، پديدههاى عالم هستى اگر چه داراى شكلهاى مختلف و حقيقتهاى متفاوت هستند اما در عين حال همه آنها تابع نظمى واحد و هر يك در ظرف وجودى خود مسير خاص خود را طى كرده و به اين جهت از فساد و تباهى محفوظند و اين مطلب جز با يگانه بودن پديدآورنده و ناظم آنها ممكن نيست. خداوند در قرآن كريم به اين دليل اشاره كرده و فرموده است: لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا (سوره انبياء/ ٢٢). اگر در آسمان و زمين خدايان ديگرى جز اللَّه وجود داشت همانا خراب و فاسد مىشدند. آرى با اندك توجه به خود و به جانداران و كوه و صحرا، به جنگل و دريا، زمين و آسمان، خورشيد و ستارگان، شب و روز، و فصلهاى سال و ... و نظم حاكم بر اينها، يقين پيدا