احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠ - نبوّت
|
مال كسان چند ستانى بزور |
غافلى از مردن و فرداى گور |
نبوّت
از آنچه گذشت معلوم شد كه انسان در فطرت و باطن خود، خدا جو و خداخواه است و در صدد تقرب به وى مىباشد و لذا احساس مىكند كه به راهنما و هادى نيازمند است. از طرفى خداوند در طبيعت انسانها غريزهها و تمايلات گوناگون و چه بسا متضاد قرار داده كه اگر به كمك راه نما تعديل نشوند و اگر انسانها به خود واگذار شوند، طبعاً، خود و جامعه را به فساد و تباهى سوق مىدهند لذا لطف الهى هم ايجاب مىكند براى هدايت آنها راهنمايانى تعيين كند و روا نيست خداوند حكيم و مهربان كه نيازهاى مادى و معنوى بشر را مىداند و راه سعادت و سلامت وى را مىشناسد او را به حال خود رها كند، به اين جهت راهنمايانى از جنس خود انسان و از هر جهت داراى صلاحيت براى رساندن پيام الهى مبعوث فرموده تا واسطه ميان خدا و مردم باشند و حقايق و پيامها را از ناحيه خدا دريافت و به مردم ابلاغ فرمايند. و به همين منظور، طبق روايات وارده، يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر فرستاده كه پنج نفر آنها به عنوان پيامبران اولو العزم و داراى شريعت تازه شناخته شدهاند: ١- حضرت نوح عليه السلام ٢- حضرت ابراهيم عليه السلام ٣- حضرت موسى عليه السلام