احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦ - راه هاى شناخت پيامبر
عفو و گذشتش به مرتبهاى بود كه چون مكه مكرمه را فتح فرمود در كعبه را گرفت و اهل مكه را مخاطب قرار داد و فرمود:
ما ذا تَقُولون؟ و ما ذا تظنُّونَ؟
در حق خويش چه مىگوييد و چه گمان داريد؟ گفتند: سخن به خير گوييم و گمان به خير داريم، برادر كريم و برادرزاده كريمى، بر ما قدرت يافتهاى به هر چه خواهى مىتوانى، رسول خدا صلى الله عليه و آله را از اين كلمات رقّتى آمد و آب در چشم بگردانيد اهل مكه چون اين بديدند صداى گريهشان بلند شد و زار زار بگريستند، آنگاه حضرت فرمود: من آن مىگويم كه برادرم يوسف گفت:
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (سوره يوسف/ ٩٢). پس جنايت ايشان را معفو و از جرمشان درگذشت و فرمود: راه خويش گيريد كه شما آزادشدگانيد.
«اذْهَبُوا فَأنْتُمُ الطُّلَقاءُ».
دوم: معجزه علمى، با مراجعه به كتب مربوطه كه به طور مفصل كلمات و خطابهها و مواعظ و نصايح آن حضرت را ضبط و ثبت فرمودهاند واضح و روشن مىشود. سوم: معجزه عملى، بايد گفت كه اعمال و رفتار آن بزرگوار از بدو تولد تا هنگام وفات و رحلت همه معجزه است، و با اندك تأمل و تدبرى در محيط زندگى و مردم حجاز و روحيات آنها خصوصاً مردم آن زمان، معجزه بودن اعمال او ثابت و آشكار مىشود، آرى گلى در خارستان روييد و نه تنها بوى آنها را نگرفت كه آنها را تغيير داد، نه تنها تابع محيط و