احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١ - امامت
آنها اشاره مىكنيم: اول: چنانچه اشاره شد مرتبه امامت نظير مرتبه نبوت و تالىتلو آن است بنابراين هر دليلى بر لزوم ارسال رسل اقامه نموديم بر لزوم تعيين امام نيز دلالت مىكند و خلاصه امامت با همان ادله ثابت مىشود. دوم: بر همه واضح و آشكار است كه وجود امام براى دين و قرآن و امت متضمن مصالح بسيار و خالى از هر گونه مفسده است پس به مقتضاى عدل و لطف بر خداوند حكيم تعيين آن حتم و لازم است، زيرا در تعيين نكردن آن علاوه بر فوت مصالح دين و مردم، مفسده حاصل و زحمات رسول خدا و دين و شريعت و قرآن مضمحل و همه به فراموشى سپرده مىشود و اين نقض غرض است و نقض غرض بر خدا روا نيست و محال است. سوم: همانگونه كه در ادله امامت ذكر شده، امام بايد معصوم و متصف به جميع فضائل انسانى و منزّه از كليه رذايل نفسانى و عالم به جميع آنچه امت محتاجند و قادر بر دفع همه شبهات باشد و بالاخره از هر جهت بايد كامل باشد و چون بيشتر اين امور، امور باطنى است و كسى غير از علّام الغيوب به آنها احاطه ندارد، لذا تعيين چنين شخصى از عهده بشر خارج است. اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ (سوره انعام/ ١٢٤) و مردم هرگز قدرت تعيين او را ندارند و حق دخالت هم ندارند. چنانچه خدا فرموده است: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ (سوره قصص/ ٦٨).