احكام جوانان - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠ - اعتقاد به خداوند يگانه
يكديگر مىآيند و مىروند، ماهها و فصلها به نوبت و با نظم و حساب در گردشاند، هنگام شب فضاى بالا پر از ستارگان درخشان و زيبا مىشود، در روى زمين گياهان و درختهايى مىبيند كه دانه بعضى از آنها در ابتداى امر به اندازهاى كوچك است كه در لاى انگشتان او گم مىشود و پس از چندى درختى تنومند با شاخههاى بلند و برگها و شكوفههاى رنگارنگ و ميوههاى گوناگون، داراى طعمها و بوهاى جانپرور مشاهده مىكند، جانورانى مىبيند داراى شكلها و حجمها و طبيعتها و غريزههاى گوناگون، موجوداتى مىبيند كه پيدا مىشوند و باز از ميان مىروند، زنده مىشوند و مىميرند، جريان حيات را از گياه تا انسان مشاهده مىكند. عظمت و ريزه كارى خلقت خود را مىبيند، اندام خود، استخوانها و رگهاى بدن، عجايب استخوان سر، چشم و گوش و صورت و دستگاه گوارش و گردش خون و ضربان قلب و خلقت دستها و انگشتان و كيفيت تركيب اعضا و جوارح و چگونگى تغذيه و تأمين مواد لازم بدن، دستگاه توليد فرزند و نقش قوه عقل و شهوت و خيال و واهمه و ساير قواى نامرئى موجود در جسم خود را مدّ نظر مىآورد و بىاختيار اعتراف مىكند كه:
|
اى همه هستى ز تو پيدا شده |
خاك ضعيف از تو توانا شده |
|
|
زيرنشين علمت كائنات |
ما به تو قائم چو تو قائم به ذات |
و با زبان بىزبانى مىگويد:
|
اى ز وجود تو وجود همه |
پرتوى از بود تو بود همه |
|
|
نيست كن و هست كن و هست و نيست |
غير تو و صنع تو موجود نيست |
آرى در چنين حالى انسان با جان خود يك اراده، يك مشيت، يك حيات، يك قدرت، يك علم، يك هستى حقيقى را كه داراى همه اين صفات است و به منزله روح جهان است، به روشنى مىبيند و او را محيط به همه موجودات و آگاه از همه آنها و توانا بر همه آنها و گرداننده تمام آنها مىبيند و خويشتن را نيز با تمام وجود به او وابسته و مربوط مىبيند اگر چه حقيقت او را نمىتواند دريابد و بر آفرينش جهان و سرّ خلقت خويش هم نمىتواند پى برد اما اين اندازه مىفهمد كه جهان را صانعى باشد خدا نام و مىفهمد كه در فطرت همه موجودات همين ادراك و برداشت وجود دارد و همه با هستى خود به آن مبدأ يگانه مربوط و وابستهاند و همه با تمام وجود به وجود او اقرار و اعتراف دارند. و طبعاً در برابر عظمتش سر تسليم فرود آورده او را سجده مىكنند. وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (سوره رعد/ ١٦).
|
مگر مىكرد درويشى نگاهى |
بر اين درياى پر درّ الهى |