تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٤١ - کلمهها
کلمهها
استضعفوا: ضعف: ناتوانی. استضعاف آنست که شخص ناتوان نباشد بلکه ناتوانی
را بر او تحمیل کنند، خواه از طریق فکر باشد، خواه از طریق اجبار.
«استضعفه: رآه ضعیفا».
استکبروا: استکبار آنست که انسان بزرگ نباشد ولی خود را بزرگ ببیند (خود بزرگ بینی).
صددناکم: به نظر راغب صدّ و صدود گاهی به معنی اعراض آید و گاهی به معنی منع، در آیه معنای دوّم مراد است.
انداد: ندّ: مثل و نظیر. «الندّ: المثل و العدل» جمع آن انداد است.
اغلال: غلّ (بضمّ غین): طوقی که بر گردن زنند «الغلّ: طوق یدخل فی العنق للذّل و الالم» جمع آن اغلال است.
مترفوها:
ترفه (بر وزن غرفه): نعمت. ترف (بر وزن شرف): منعّم شدن. مترف (بفتح راء)
ثروتمندی را گویند که از تمتّع او جلوگیری نمیشود (ثروتمند عیّاش).
زلفی: زلف: (بر وزن عقل و شرف) نزدیک شدن و مقدّم گشتن.
«زلف زلفا و زلفا: تقدّم و تقرّب». زلفی: هم مصدر آمده به معنی نزدیکی و هم اسم مصدر به معنی منزلت و مقام. الف آن برای تأنیث است.
ضعف: (بکسر ضاد) مثل. «ضعف الشیء: مثله فی المقدار» و نیز به دو برابر و بیشتر گفته میشود. در آیه به معنی مضاعف است.
غرفات: غرفه: درجه بلند، در اصل بنائی را گویند که بالای بنائی باشد