تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤ - شرحها
یأتمرون: امر: فرمان. ایتمار: قبول امر و مشورت. «یأتمرون»: مشورت میکنند.
شرحها
در بخش دوم از حالات موسی علیه السّلام، در این آیات میخوانیم: موسی
چون به حالت جوانی رسید، خدا او را تشخیص و علم بخصوصی داد، روزی به وقت
خلوت، وارد شهر شد، دید دو نفر با هم دعوا میکنند، یکی اسرائیلی و از قوم
موسی بود و دیگری قبطی و از مردم مصر، اسرائیلی موسی را به یاری طلبید موسی
مشتی بر مرد قبطی زد و او بمرد.
موسی از این پیشامد ناراحت شد و فرمود:
این مخاصمه کار شیطان است که مرا به این جریان کشانید. خدایا من خودم را
به زحمت انداختم، چارهام فرمای خدا درخواست او را قبول کرد.
موسی شب را
در انتظار پیشامد به روز آورد، صبح که در شهر میگردید دید مرد اسرائیلی
دیروز، با شخص دیگری گلاویز شده و از موسی یاری میخواهد، موسی به او گفت:
تو مرد گمراهی هستی هر روز دردسر ایجاد میکنی بعد خواست به او کمک کند ولی
مرد اسرائیلی از ملامت موسی گمان کرد که موسی میخواهد این دفعه نیز او را
بکشد، لذا گفت: موسی میخواهی مرا بکشی چنان که دیروز یک نفر را کشتی؟
مرد
اسرائیلی از این سخن دانست که اسرائیلی مقتول به دست موسی کشته شده است،
جریان را به فرعون خبر داد، در آن هنگام مردی که از دور شتابان میآمد خودش
را به موسی رسانید و گفت: درباریان فرعون برای کشتن تو جلسه مشورت تشکیل
دادهاند، فرار کن. موسی پا به فرار گذاشت و از خدا